یافتن پست: #دار

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


ازشما چ پنهان،یکی رادرآغوش دارد،دیگری را زیرسر،مراهم هرشب درخواب میبیند!


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:52
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


اگر ڪَسے بهت گفت בوستت دارم آروم بغل اش کטּ، نازش کטּ سرشُ بزار روے شونت، بهش بگو بسﮧ בیگﮧ، پآشو، פֿیلے خَندیدیم


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:48
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دختره به دوستش زنگ میزنه میگه یه پسره دنبالم راه افتاده چیکار کنم؟ دوستش میگه خب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاک تو سر خیلی یواش راه میره!!!!


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:42
+3
roya
roya
يکي از آپشن هاي که پسرا دارن اينه که ..
.
.
شکست عشقي ميخورن در حد خودکشي... اصن داغون...

ولي باز هر دختر خوشگلي رو که ميبينن ميگن جو و و ن ن.


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:19
+18
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


تنهــایـم … اما دلتنگ آغــوشی نیستــم. . خستــه ام … ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم. . چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز. . ولــی رازی نـدارم… چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم… :(


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:12
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


میخوام بدونم زندگی مرحله ی بعدی هم داره؟؟؟؟ اینجا که همش غوله ...


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:07
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


هیچ لذتی اندازه ی این که یه بچه ی کوچولو دستشو دراز کنه طرفت که یعنی بقلم کنی نیس و حال نمیده!!! اصن یه لذت عجیبی داره !!! {-26-}


دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 12:04
+6
be to che???!!
be to che???!!

آن زمان كه مرا پير و از كار افتاده يافتي،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهايم را كثيف كردم ويا نتوانستم لباسهايم را بپوشم

اگر صحبت هايم تكراري و خسته كننده است

صبور باش و دركم كن

يادت بياور وقتي كوچك بودي مجبور ميشدم روزي چند بار لباسهايت عوض كنم

براي سرگرمي يا خواباندنت مجبور ميشدم بارها و بارها داستاني را برايت تعريف كنم...

وقتي نميخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نكن

وقتي بي خبر از پيشرفتها و دنياي امروز سوالاتي ميكنم،با تمسخر به من ننگر

وقتي براي اداي كلمات يا مطلبي حافظه ام ياري نميكند،فرصت بده و عصباني نشو

وقتي پاهايم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه كه تو اولين قدمهايت را كنار من برميداشتي....

زماني كه ميگويم ديگر نميخواهم زنده بمانم و ميخواهم بميرم،عصباني نشو..روزي خود ميفهمي

از اينكه در كنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصباني نشو

ياريم كن همانگونه كه من ياريت كردم

كمك كن تا با نيرو و شكيبايي تو اين راه را به پايان برسانم


فرزند دلبندم،دوستت دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 11:32
+4
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 11:29
+2
be to che???!!
be to che???!!

آموخته ام … با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان كتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.


 


آموخته ام … كه تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد: تو مرا شاد كردي



آموخته ام … كه مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است


 


آموخته ام … كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي، نه گفت


 


آموخته ام … كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم


 


آموخته ام … كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم

دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 11:28
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ