یافتن پست: #در

xroyal54
xroyal54
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !

من را به من نبودن محکوم نکن !

من همانم که درگیر عشقش بودی !

یادت نمی آید ؟!

من همانم !

حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 20:35
+5
xroyal54
xroyal54
دل من هرزه نبود!! تنها از بین این همه انسان زیر تک درخت سیبش،


تو را آدم دیده بود...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 20:33
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

سینه چشمی به کار عشق استاد ، به من درس محبت یاد می داد ، مرا از یاد برد آخر ، ولی من بجز او عالمی را بردم از یاد .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 19:41
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 19:38
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

دلم احساس غم دارد ، در این انبوه ویرانی ، کمی تا قسمتی ابری ، و شاید باز بارانی .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 19:22
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

کاش می شد گریه را تهدید کرد ، مدت لبخند را تمدید کرد ، کاش می شد در میان لحظه ها ، لحظه ی دیدار را نزدیک کرد .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 19:17
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

نگاهی آشنا به یاس کردم ، تو را در در برگ گل احساس کردم ، خلاصه در کلاس ناز چشمت ، دو واحد عاشقی را پاس کردم .


دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 19:14
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
با تو قدم زدن را آنقدر دوست دارم که به جای خانه برای عشقمان جاده خواهم ساخت .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 19:03
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی که رفتو منو از یاد برد
هرچی که داشتم همرو باد برد
تو کُنج عزلت خودم نشستم
هرچی که آینه بود زدم شکستم
زخم زبونارو به جون خریدم
از همه حتی از خودم بُریدم
چه عشق ناروایی
چه درد بی دوایی
چه زخم ناتمومی
چه سرنوشت شومی
با توام ای که آبرومو بردی
کُشتی منو اما خودت نمُردی
مثه یه کابوس اومدیو رفتی
آتیش به زندگیم زدیو رفتی
رفتی و من موندم و خاکسترم
بلای تو کاش نمیومد سرم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 18:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خجالت میكشیدم بگویم هرنفسم به یادت آه میشودصبوری كردم ودرمندفقط نگریستم تاخودش به زبان آمدچه میخواهی؟گفتم هیچ فقط اینكه گاهی یادم كنی!پرسیدچرا؟كمی شجاعت به خرج دادم وگفتم چون من همیشه به یادتم!پرسیدچرا؟عرق سردی كردم وگفتم خیلی خوبی! گفت ممنون منم بیادت هستم!ذوق مرگ شده بودم!حالاهم چندسال توكماهستمو اون هم رفت پی زندگیش ازدواج كرد!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 18:15
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ