♥ نگار ♥
اگه شما در شهرهای ساحلی زندگی نمی كنید اما دلتون ماهیه تازه می خواد،اگه استطاعت مالی لازم برای خرید ماهی و میگو رو ندارید، ما راه كارهای زیر رو به شما پیشنهاد می كنیم:
خوردن نیم رو با ماست
خوردن گوجه فرنگی با كوكو سیب زمینی
خوردن خیار با برنج داغ
خوردن آبغوره با هویج
و حتی گاهی خوردن چایی با پنبرگردو(به شزطی كه گردوش مونده باشه)
می تونه طعم لذیذ ماهی رو براتون تداعی كنه
♥ نگار ♥
از من تا خدا راهی نیست
فاصله ایست به درازای من تا من …
و در این هیاهوِی غریب …
من ، این من را نمیابم!
♥ نگار ♥
در بدترین روزها امیدوار باش،
زیرا زیباترین باران ها از سیاه ترین ابرهاست......
♥ نگار ♥
ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﯾﺪﻥ ﯼ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺷﮕﻞ
.
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﻢ
ﺑﻌﺪ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ ﺳﺮ ﺟﺎﺵ
*
*
**
*
*
ﻋﻤﻪ.....عمه.. ﺑﯿﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻥ.....!
♥ نگار ♥
تیک تاک
تیک تاک
تیک تاک
در این سکوت شب می رود آرام ساعت
تیک تاک
تیک تاک
شاید گوش نواز نباشد
اما در این شب بی پایان
غنیمتی ست همدمی ساعت
سرا پا گوش شده ام برای ساعت
تا بدانم شب است
یا من شبم؟
همچنان می رود آرام ساعت
دلهره می آفریند
می گریاند شب تاریکم را
می ترساند وجود تاریکم را
ثانیه ها چه آرامشی میگیرند از وجود نا آرامم
تیک تاک
تیک تاک
تیک تاک
ثانیه ها تمامی ندارند
از وجود ناتمامم
تنها میشنوم
تمام نشدنها را
بی پایانی ها را
♥ نگار ♥
کودکان گذشته ندارند .
دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند تواند .
ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را می تواند خریداری کند .
مواظب باشید حقیقت را لابه لای آرزوهای خود گم نکنید .
فرصت چیزی است اگر زیاد به دنبالش بگردید از دست می رود .
راستی و حقیقت پیشه ایست که هرگز ورشکستگی به دنبال ندارد .
اگر باور کنیم که جاودانه نیستیم قدر یکدیگر را می فهمیم و باعث آزار کسی نمی شویم .
هیچ وقت برای چیزی که نداریدناراحت نشوید بلکه به خاطر آنچه که دارید شاد باشید.
♥ نگار ♥
حرف من تلخ بود...
واژه های من پراز درد بود...
درنگاهــت ذهن من زهر بود...
زنــدگی در جــمع ما شــرم بود...
خواسته ام از زندگی ثانیه ای فهم بود...
ترس تو از فهم من چون ریشه ای برباد بود...
حق من از زندگی چون دانه ای در خاک بود...
رشد من از دل خاک آغازی از فهم بود...
پایان تــو آغـــازی از مـــن بود...
آغازم من ازخودمن بود...
♥ نگار ♥
به خاطر من بخند
حتی به دروغ....!
گاهی باید به کسی تنفس مصنوعی داد!