یافتن پست: #در

مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 13:25
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯿﭙﻮﺷﻦ ﻭﻟﯽ ﺷﯿﮏ ...
ﺳﻨﮕﯿﻨﻦ ﻭ ﺟﻠﻒ ﺑﺎﺯﯼ در نمیارن
ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺷﻠﻮﻍ ﺩﺳﺘﺖ ﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ
ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﻬﺖ میدن ..
ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺶِ ﺩﻭﺳﺘﺎﺷﻮﻥ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﺍﺯﺕ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ...
ﻫﻤﻮﻧﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺣﻮﺍﺳﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻫﺴﺖ ﻭ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺟﺎﻫﺎﯼ
ﮔﺮﻭﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻧﻤﯿﺪﻥ....
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻟﻮﺱﻣﯿﺸﻦ...
ﺍﯾﻨﺎ ﻓﺮﺷــــــــــﺘﻦ!!!
ﺍﮔﻪ ﯾﮑﯿﺸﻮ ﺩﺍﺭﯼ
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻋﻤﺮ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﻥ
ﭼﻮﻥ ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺸﻮﻥ کمه ...
8 دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 13:21
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بارم ما یه دونه هندونه خوردیم
در حدی که کم مونده بود پوستش سوراخ شه !
فرداش رفتگر محلمون در زد و گفت :
اگه دیگه بااین پوست هندونه کاری ندارین من ببرمش =)))))
4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 13:18
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنه با “جیگر” غذا درست میکنه,سرسفره میذاره به بچهاش میگه,اگه گفتین اسم این غذا چیه؟یه راهنمایی میکنم
,
.
.
.
.
.
.
باباتون بیشتر اوقات منو به این اسم صدا میزنه !دختره به پسره میگه نخوری ها..”تاپاله”س!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 13:02
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضیا توپروفایلشون مینویسن:
من متولد ابانم
من متولد مهرم
من متولد تیرم
.
.
.
برادر من ،خواهر من،افتخاره مگه؟؟ متولد هرماهی هستی باش؛ فقط آدم باش !
مثل یک آذری ! :)))
والااااااااااا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 12:58
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اونقدری که ما تو ایران شــــــــــــــاخ داریم ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو دنیا گــــــــــــــــــــاو نداریم !!!
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 12:51
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ؟

حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . . . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به

ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و
… … … … … … …
رفت . . .

از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری

آراسته نمایان می شود .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 12:41
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم برای کودکیم تنگ شده

برای روزهایی که باور ساده ای داشتم

همه آدم ها را دوست داشتم

مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم

مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود

دلم می خواست "ممول" را پیدا کنم

از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم

تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود

دلم برای خدا تنگ شده

خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم

دلم برای کودکیم تنگ شده

شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 12:33
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

رسم غریبی است اگر در زندگی، جز بهترین را نپذیری، اغلب آن را بچنگ خواهی آورد.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 12:32
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اصولا درس خوندن دو حالت داره:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
۱- درسای سختو که نمیشه خوند
۲- درسای آسون که ارزش خوندن نداره :)))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 12:26
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ