یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مخترع MOUSE کامپیوتر امروز در گذشت،به احترامش یه دقیقه تند تند راست کلیک کنید:l
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با معرفت
خوشگل
خوش تیپ
خوش اخلاق …

.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.چقدر از خودم تعریف کردم
یه کم تو از خودت بگو !!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ایرانسل عزیز :
یا به پدربزرگ و مادربزرگ های ما، اس ام اس نده
یا اگه میدی لطف کن خودت براشون توضیح بده!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برادر زاده ام شیش سالشه یه حلزون پیدا کرده آورده خونه هرجا حلزون میره این پشت سرش میره صورتشو میماله به کف زمین. میگم چرا اینکارو میکنی عسیسسسسسسسسمممم؟ . میگه چون حلزون موقع حرکت ترشحاتی از خود به جا میزارن که حاوی کلاژن و الاستینه که باعث میشه چین و چروک صورت از بین بره وصورتی شاداب و به ما هدیه بده و دیگه باید با چین و چروکا خدافظی کرد :| :| :| :| :| :|:| :|:|:| :|:|:|:| :|:|:|:|:| :| اونوقت من 6 سالم بود صورتمو میگرفتم جلوی پنکه می گفتم آآآآآآآآآآاااااااااا:))))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 18:37
+2
saman
saman
در CARLO
خسته ام از تظاهر به ایستادگی

از پنهان کردن زخم هایم

زور که نیست

دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و

با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است...

اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم

میخواهم لج کنم

با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا

چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید

و مثل هر روز باشی...

خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی....

میخواهم بکشم کنار

از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 17:50
+5
saman
saman
در CARLO
يك ستاره مي تواند راهنماي قايق گمگشته اي باشد يك واژه مي تواند در برگيرنده هدفي باشد يك راي مي تواند سرنوشت ملتي را عوض كند يك شمع مي تواند سياهي را به در كند يك گام مي تواند آغاز گر يك سفر دور و دراز باشد يك كلمه مي تواند آغاز گر يك دعا باشد يك نوازش مي تواند نشان دهنده ي مهر و محبت باشد يك قلب مي تواند بر حقيقت واقف باشد يك زندگي مي تواند تحولي ايجاد كند مي بيني كه همه و همه به تو بستگي دارد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 17:16
+5
saman
saman
در CARLO
يك نصيحت : مواظب خودت باش....!
يك خواهش : اصلا عوض نشو....!
يك ارزو : فراموشم نكن....!
يك دروغ : دوستت ندارم....!
يك حقيقت : دلم برات تنگ شده....!
ويك رويا : تورو داشتن
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/15 - 16:54]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 16:53
+5
saman
saman
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن . خداوند خورشيد را در جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 16:48
+7
saman
saman
در CARLO
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت ؟جايي كه ميري مردمي داره كه مي شك[!] نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 16:12
+4
saman
saman
ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی، این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 16:06
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ