یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آنان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:42
+3
saman
saman
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند.

اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه...

آن جا که در میان خاک خوابیدی؛

«سنگ تمام» را می گذارند و می روند ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:37
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
11 دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:35
+3
-3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:32
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از چالش های بزرگی که در کودکی درگیرش بودم این بود که چه جوری "فریبرز عرب‌نیا" و "ابوالفضل پور‌عرب" رو از هم تفکیک کنم! :))
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه دوست چینی داشتم !
ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩتش تو ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ رفتم و کنار تختش ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪم ، دوست چینیم ﺑﻪ من ﮔﻔﺖ :
ﭼﻴﻨﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﭼَﻦ ﭼﻮﻭﻥ بعد ﺟوﻥ ﺩﺍﺩ . . !
ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﭼﻴﻦ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩم . . . !
در اون جا از یه مرد چینی معنیش رو پرسیدم و اون مرد چینی به من گفت :
ﭘﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺷﻴﻠﻨﮓ ﺍﻛﺴﻴﮋﻥ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻛﺼﺎﻓﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻂ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:28
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO


در مهد کودکهای ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره گرگه و .... ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه.

در مهد کودکهای ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر.

با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر رو یاد میدن.
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:27
+3
saman
saman
نسلی هستیم که هرگز در آینده

نخواهیم گفت:

کجایی جوانی که یادش بخیر!!!

هیچ یاد خیری نداریم...{-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:25
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
@ mokhatebe khas

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:24
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روبهی می دوید از غم جان
روبه دیگرش بدید چنان
گفت: خیر است، باز گوی خبر
گفت: خر گیری می کند سلطان
گفت: تو خر نه ای، چه می ترسی
گفت: دانم، و لیکن مدّعیان
می ندانند و فهم می نکنند
خر و روبهشان بُوَد یکسان
زان همی ترسم ای برادر من
که چو خر بر نهندمان پالان
دیدگاه  •   •   •  1392/04/5 - 15:15
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ