یافتن پست: #در

Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دیدین بعضیا وقتی می‌شینن رو صندلی چرمی بعد صدا میده یه بار دیگه صداشو در میارن که بگن مال صندلی بوده؟!! فاجعه اونجاست که صداش دیگه در نیاد !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 19:01
+7
مهسا
مهسا
میدانی...
بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !
بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند !
بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده !
دیده ای ؟!
... ... شنیده ای ؟!
بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند !
مـــــثل مـــــادر
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:56
+8
☺SAEED☻
☺SAEED☻
راز موفقیت چیست؟ "تصمیم گیری درست".

تصمیم گیری درست از چه ناشی میشود؟ "از تجربه"

تجربه از چه بدست می آید؟ "از تصمیم گیری های غلط !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:55
+6
milad
milad
هرکی دلتو شکست صداشو در نیار یه روز دلش میشکنه صداش در میاد .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:52
+5
milad
milad
سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:49
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
یکی از نمونه های بارز تهاجم فرهنگی اینه که:سالهاست در تولید گوجه فرنگی خود کفا شدیم اما هنوز اسمش به گوجه ملی تغییر نیافته!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:48
+6
مهسا
مهسا
بغض کنید ...
گریه کنید ...
دق کنید ...

ولی با آدمای بی ارزش درددل نکنید!!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:46
+8
مهسا
مهسا
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم

که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

ولی پدر ...

یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند

خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست

فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

بیایید قدردان باشیم ...{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:40
+5
مهسا
مهسا
به ثانیه ها گوش می کنم

و چشمهایم را می بندم و اشک میریزم

چقدر خسته ام

چقدر دلم می خواهد همینجا بین عبور و مرور مدام ماشین ها و مردم دراز بکشم و دنیا را به ایستادن وا دارم

چقدر دلم می خواهد بروم بالا ترین جای شهر بایستم و بلند بلند بخندم...

به خودم و به دردهایی که هیچ درمانی برایشان تجویز نمی کنی...
... آه خدایا بیا هر دو دست برداریم تو از ساختن انسان و من از سوختن به پایش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:36
+5
ramin
ramin
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگی های این روز ها را با كسی تقسیم می كردم ، و یا كسی بود برای گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زیاد شده كه هرچه فریاد می زنم گویا صدایم را نه تو می شنوی و نه هیچ كس دیگر ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 18:35
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ