amirreza
مادرم میگفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب؛ هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام
amirreza
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.
mah3a
تَــرک کردنِ آدمــــها هـم آدابـی دارد !
اگـــــر آدابِ ماندن نمیدانید،
حدِاَقــــــــــــــــــــل
درست ترکـشان کنـید،
تا تـــــــَـــــــــرَک برندارند...
ronak
دیدن عکست تمام سهم من است
از "تـــــــــو " ...
آن را هم جیره بندی کرده ام
تا مبادا
توقعش زیاد شود!!
دلـــــــــــــــــــــ است دیگر . . .
ممکن است فردا خودتـــــــــ را از من بخواهد!!
ronak
خستگی هایم را با " فکــــــــ ـر کــ ـردن "به تـــو در میــــکنم...
ronak
فــــــــــــــرزندم : حرمت دست های پینه بسته ام را نگه دار
روزی همین دست ها نان آور خانه ای و در دست های معشوقی بوده است
و این است رسم روزگار........................
ronak
درد ِ دل.....کـه می کنــی .. ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری درِ سیـنی و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد ... بــردارنـد ... تیــز کننــد ... تیــغ کننــد ... و بــزننـد بـه ....روحـت.........
ronak
ای دهقان ِ فداكار ؛
تو در روزگاری بزرگ شدی ،
كه مردی برهنه شد ! تا زنان و كودكان زنده بمانند...
امّا من
در روزگاری نفس میكشم ،
كه زنی برهنه میشود ! تا كودكش از گرسنگی نمیرد !!!
mah3a
غضنفر تور انداخته بود رو آسفالت ماهی بگیره بهش گفتن: چقدر خری، اینجا ماهی نیست! غضنفر میگه: من خر! این حیف نونو چی میگی، یک ساعته وایستاده ازم ماهی بخره
ronak
خسته ام....
بیش از تمام بودن های بی هدف
تمام ِ دنیای ِ من این روزها
خلاصه در رفتن و برنگشتن های نفس هایم شده..
madar ha hamisheeeee ghashang migan.....
1390/12/7 - 12:52ghorbune didgahet
1390/12/7 - 12:53 ( لايک توسط 1 کاربر )