amirreza
با شیطان هم داستان شدم تا در برابر هیچ آدمی سر تسلیم فرود نیاورم
sasan pool
عشق بها دارد ...
من و تو بودیم و یك دریا عشق ...
حالا من هستم و یك دنیا اشك ...
آری
عشق بها دارد . . .
aB'Bas S
یه آرزوی قشنگ برای نفر قبليت بکن
اول از من
ronak
قطار مي رود
تو مي روی
تمام ايستگاه مي رود
و من چقدر ساده ام . . . كه سالهاي سال در انتظار تـــو
كنــــــار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته تكيه داده ام
رضا
غم تنها ترین تنهای دنیا
تویی زیباترین زیبای دنیا
تو مثل امید یک قناری
قراری بر دل هر بی قراری
منم یلدای بی پایان عاشق
تو بودی مرحم زخم شقایق
تویی لالایی خواب خوش آواز
بالم را مشکن در اوج پرواز
نگاهت را می پرستم ای نگارم
فدای تار مویت هر چه دارم
ronak
زیـــــن پس تنها ادامه میدهم...
در زیر بـاران حتی
به درخواست چتر هــم جواب رد میدهم
می خواهم تنهاییــــ ـم را به رخـــــ این هوای دو نفره بکشـم...!
...باران نبــــــــــار من نه چتر دارم نه یار...
نبار لعنتـــــــــی "من" دیگــر "مــــــــــا" نیستم........
رضا
خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار
حالا چه مانده از من ؟... یک مشت شعر بیمار
انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن
اما... امید باطل... شب دائمی ست انگار
با تار و پود این شب باید غزل ببافم
وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار
دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست
بار ترانه ها را از دوش عشق بردار
بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم
دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار
وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد
پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار
شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود
کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار
از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس
از شوق زنده بودن... تا خنده ای سرِ دار
amirreza
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم