یافتن پست: #در

tamanna
tamanna
پدرام گيجيا يكي دوتا بازيگراي ايراني خودشم ايراني رو گذاشتي حالا ميگي ميدونيد اين كيه بابا تو كيي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:45
+4
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
نمي دانم که بودي يا چه بودي
ولي بي حرف، قلبم را ربودي
نمي دانم که هستم يا چه هستم
ولي هر لحظه در فکر تو هستم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:44
+4
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
نمي دانم که بودي يا چه بودي
ولي بي حرف، قلبم را ربودي
نمي دانم که هستم يا چه هستم
ولي هر لحظه در فکر تو هستم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:43
+4
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
حظه لحظه ، دم به دم ، ساعت به ساعت خواهمت ، گر خوشم یا ناخوشم ، در هر دو حالت خواهمت ،گر زبانم را به جرم خواستنت بیرون کشند ، در آن زمان ای یار ، من با اشاره خواهمت . . .
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:35
+5
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
فرستنده: دوست

مدرک: رفاقت

دلیل: دوست داشتن

هدف: یادکردن

گیرنده: یه گل
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:34
+4
amirreza
amirreza
زندگی بدون ، آهنگ اشتباه است. فریدریش ویلهلم نیچه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:54
+5
amirreza
amirreza
سیاستمدار آدم‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: ابزار و دشمن. یعنی فقط یک طبقه را می‌شناسند و آن هم دشمن است. فریدریش ویلهلم نیچه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:53
+4
amirreza
amirreza
230- آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد : استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد- پروفسور محمود حسابي
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:47
+4
ronak
ronak
اصفهانیه زنش میمیره روی سنگه قبرش مینویسه:آرامگاه زری همسر دکتر جوادرحمانی متخصص گوش و حلق و بینی-سوراخ کردن گوش,تزریقات
آدرس:خیابان چهارباغ مجتمع پزشکان- طبقه سوم- طرف قرارداد بیمه ساعت کار عصرها 4تا8
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:32
+5
رضا
رضا
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:19
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ