یافتن پست: #در

zahra
zahra
در باز می شود سری برمیگردد کسی نیست و ماجرا هر شب تکرار می شود باد با خاطره ات همبازیم شده ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 22:45
+3
مهسا
مهسا
٣تا اُسکول دير به قطار ميرسن دنبال قطار ميدون ، ٢تاشون با هر بدبختى سوار ميشن ، سومى نمیرسه شروع ميكنه به خنديدن
ميگن: چرا ميخندى؟
ميگه: آخه اون ٢ تا واسه بدرقه من اومده بودن !!!{-11-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 22:44
+6
مهسا
مهسا
متنفرم ازروزهايى كه
خودم هم نميدانم
دردم چيست...{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 22:40
+7
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دل‌ من محکمه‌ایست که به من می‌گوید:
همه را دوست بدار،
به همه خوبی‌ کن،
و اگر بد دیدی،
دل‌ به دریای محبت بزن و بخشش کن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 22:21
+9
مهسا
مهسا
دلتنگم ،

مثل مادری بی سوادی که دلش هوای بچه اش را کرده

ولی بلد نیست شماره اش رو بگیره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:43
+7
mehdy
mehdy
ومن دراستانه نگاه تو خودم را وخودم را باختم بی انکه تو بدانی وچه ساده وحقیرانه به چشمانت نگرستم شاید راز نگاه گنگم را بفهمی اما افسوس...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:27
+5
mehdy
mehdy
برای ارزوهایم سنگ قبری خرید ه ام
دیشب تمامشان را دفن کردم دور از چشم مادرم
مادرم همیشه برایم ارزو میبافت
نمی خواهم برنجد از من
و تو ای غریبه اگر خواستی
برای ارزوهایم فاتحه ای بخوان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:24
+6
مهسا
مهسا
یادتــــــ هستــــــــــ نشستـــ ـے کنارم گفتـــــــــ ــے:

به چشمانمـــــــــ نگــاه کن

زیبا ترین تصویر دنیا در چشمـــان من استــــــــــ

نگـــاه کردمـــــــــ پلکــــ زد ـے و زیبــا ترین تصویر دنیا دیگر نبود!

باید همان روز مـ ـے دانستمــــ که

به کوتاهی یک پلکـــ زدن از چشمــ تو مــ ـے افتمـــــــــــ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:21
+4
مهسا
مهسا
بلند بخوان؛

درشت بنویس؛

آویزه ی گوشت کن

که : «تقوا» آن نیست؛

که با یک «تق»، وا برود ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:18
+5
مهسا
مهسا
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت ....

که بر میگردم...

و بیخیال عزیزهای مصر ویعقوبهای چشم به راه،

چنان به خود میفشارمت !

که هفتادو هفت سال تمام ...

باران ببارد و گندم درو کنیم ....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ