یافتن پست: #در

kiss
kiss
چه کسی میگوید :که گرانی شده است ؟ دوره ارزانیست . دل ربودن ارزان،دل شکستن ارزان ،دوستی ارزان است ،دشمنیها ارزان ، چه شرافت ارزان !تن عریان ارزان ! آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر . قیمت عشق چقدر کم شده است کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده ،قیمت هر انسان !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:07
+2
مهسا
مهسا
سنگینی باری که خدا به دوش ما می گذارد آنقدر نیست که کمرمان راخرد کند بلکه آنقدر است که ما را برای دعا به زانو در آورد....{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:59
+4
ronak
ronak
گاهی دلم می خواهد

... وحشیانه غرورت را
پاره کنم!
قلبت
... را در مشتم بگیرم
و
بفشارم
.
تا حال مرا لحظه ایی بفهمی...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:53
+5
مهسا
مهسا
یادمان باشد که همیشه ذره ای حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود”، کمی کنجکاوی پشت “همینطوری پرسیدم” قدری احساسات پشت “به من چه اصلا” مقداری خرد پشت “چه میدونم” و اندکی درد پشت “اشکالی نداره” وجود دارد…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:42
+3
مهسا
مهسا
این خاطــرات کـــهنه دیگر به دردم نمی خـــورد… مــفـت میفرو شــــم… به دوره گـردی که سـر ظهر در کوچـــــــــــــــه پرســــــــــه میـــــــزند و جایــــش بســته ای نمـــــــــــــک میگیرم…. بیشـــــتر به کارم می آید ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:40
+3
ronak
ronak
گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:34
+4
kiss
kiss
حلزون ساعت ها در تلاش بودتا از عرض جاده عبور کند . پسر بچه ای سوار بر دوچرخه ،چند بار دورش چرخید و دور شد . باز دور زد و این بار دوچرخه را به سمت حلزون چرخاند. همانطور که نگاهش به او بود ،سرعت گرفت و سرعت گرفت ... چند دقیقه بعد ،حلزون آرام آرام خون تازه ای را که روی جاده ریخته بود ،دور زد تا به سمت دیگر جاده برود.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:33
+3
مهسا
مهسا
اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی، هرگز پول هایت را نشمار، قطره ای اشک بریز و دستهایی که برای پاک کردن اشکهایت می آیند، را بشمار. این است ثروت واقعی...{-35-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:31
+2
مهسا
مهسا
غضنفر به باباش میگه: بابا چرا فقط برا ما جک میسازن ؟ باباش میگه: یه قابلمه بیار تا بهت بگم بعد بابا میزنه ته قابلمه تق تق تق غضنفر میگه :کیه باباش: فهمیدی چرا ؟؟؟ حالا این قابلمه را بگیر تا من برم در و باز کنم{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:28
+2
مهسا
مهسا
غضنفر رستوران می زنه واسه تبلیغ جلو درش می نویسه هزار تومن بده مثل خر بخور{-54-}{-7-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:21
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ