یافتن پست: #در

gha3m
gha3m
غضنفر تا ده سال براي مادرش عزاداري مي کرد . بهش ميگن : آخه چقدر گريه مي کني ده سال گذشته . ميگه : آخه هر وقت يادم ميفته که موقع خاکسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 19:21
رضا
رضا
دلخور مباش مرد مسافر کمی بخند دردت به جانم این دم آخر کمی بخند از یک دو بیت آخر شعرم شروع کن بر درد های این زن شاعر کمی بخند اندوه درد باطنیت را به من ببخش محض رضای عشق به ظاهر کمی بخند ای قبله ی نگاه غریبم رضا بده قدری بساز با من زائر کمی بخند بی بال و پر نشسته ام اینجا در این قفس پرواز سهم توست ،مهاجر کمی بخند بگذر از انتظار تباهم، سفر بخیر تنها در این دقایق آخرکمی بخند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 19:18
gamer
gamer
سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا می گه پیاده می شین؟ می گم نه پـَـَـ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 19:16
gamer
gamer
داشتم تلویزیون میدیدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!! پـــ نه پـــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 19:09
+1
gamer
gamer
رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟! پـــ نه پــــــ میخوای واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 19:05
+1
gamer
gamer
حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 19:05
gamer
gamer
یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟ پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 19:05
+1
elahe
elahe
در جوانی آنگاه که رؤیاهایمان با تمام قدرت درما شعله ورند خیلی شجاعیم ولی هنوز راه مبارزه را نمی دانیم، وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم دیگر شجاعت آن را نداریم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 18:37
+2
elahe
elahe
در کودکي بازي، در جواني مستي، در پيري سستي، پس کي خدا را جُستي؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 18:34
+2
مهسا
مهسا
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد بــــرو ! فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 18:32
+1
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ