یافتن پست: #در

gamer
gamer
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..او
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:52
+2
mina_z
mina_z
ژاپنی ها بر این باورند که شستن پول کثیف برای شان شانس می آورد! آن ها در مواقع خاصی پول های کثیف خود را می شویند تا بخت و اقبال به سوی شان رو کند.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:50
+9
-1
gamer
gamer
ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...!
پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود . !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:47
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستام دم مدرسمون قرار گذاشتیم مامانم میگه دوستاتم میان؟ پ نه پ من خودم تنهایی میرم در و دیوار مدرسه رو نگاه میکنم میام پـَـــ نــه پـَـــ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:37
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
میگم خواهرزادم داره شیر میخوره میگه شیر مامانشو؟ پ نه پ یه گاو خ[!]م بستیم دم در داره شیر اونو میخوره پـَـــ نــه پـَـــ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:36
+3
ronak
ronak
فرق نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران... زلال که باشی آسمان در توست...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:33
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دارم باهاش چت میکنم . میگم عکستو عوض کن . بعد که عوض کرده میگم خودتی میگه پـَـــ نــه پـَـــ مادر بزرگه آمیتا باچانه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:30
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
زنگ خونه رو زدن از جام بلند شدم داداشم میگه می خوای درو باز کنی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوام آیفون و بردارم بگم ما خونه نیستیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:29
مهسا
مهسا
تهوع‌ آور‌ترین سوالهای فامیلی...... کودکی: مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو. مدرسه : معدلت چند شد؟.. دانشجویی :درست کی تموم می‌شه؟ ..بعدر از درس : چرا ازدواج نمی‌کنی؟.. بعد از ازدواج : چرا بچه دار نمیشین.. بعد از بچه : این بچه قیافه‌ش به کی رفته؟{-58-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:22
+6
مهسا
مهسا
شير يا خط دانشجويي اگر شير اومد مي خوابم! اگر خط اومد فيلم ميبينم! اگه راست ايستاد درس مي خونم!!{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ