gamer
غم جدا شدن از تو در دل نحیفم زخمها بوجود آورد.
آه، نمیدانم با این زخمها چه کنم...
gamer
حوا وقتی زن آدم شد5 تا شانس نسبت به بقیه زنهای الان داشت 1.مادر شوهر نداشت 2.خواهر شوهر نداشت 3.هوونداشت 4.جاری نداشت 5.شوهرش آدم بود
gamer
تركه از تاكسي پياده ميشه درو محكم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده مي گه من كه چيزي نگفتم. تركه مي گه بعدا كه مي گي
gamer
اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش * اگه گوشات پرسيد بگو نشنيدم * اگه دستات لرزيد بگو مال سرماست * اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه * اما اگه دلت ريخت بهم به خودت دروغ نگو
gamer
به يكي مي گن با توله سگ جمله بساز . ميگه توله سگ ضربدر عرض سگ برابر است با مساحت سگ
رضا
نه به بهانه سالی نو, نه به رسم تکرار حرفی کهنه, جمله ای تکراری, که به رسم پیشکش, رسم عیدانه. رسم سوغاتی که مسافر به خانه می برد نوبرانه, تحفه شهر فرنگ, هدیه راه دور. به رسم مبهوت دستانی , که گرمای سرانگشتان نوازشگری را در این روزهای آخر زمستان کم می آورند. شاید اما زیباتر, به رسم شیوه چشمانی که رام نگاهی پر از بیم و امید می شوند. شاید اما عمیق تر, به رسم سکوت اشکی که وقفه های کوتاه میان حرفهای صادقانه را پر می کند. شاید اما خودمانی تر, به آن رسم دیرین که عزیز ترین واژه ها را به عزیزت هدیه می دهی: رسم من, رسم تو, رسم ما. نازنینم, به همان رسم آشنا: " سطر سطر این نوشته ها از آن تو و هدیه به تو."
gamer
ساقه باريشه خود، حس غريبی دارد-باغ امسال چه پائيزعجيبی دارد-غنچه ميلی به شكوفاشدنش نيست دگرباخبر گشته كه دنياچه فريبی دارد. چاه كم آب شده مثل كويری تشنه-شايدازجای دگر مزرعه شيبی دارد. سيب هرسال دراين فصل شكوفا می شد. باغبان كرده فراموش كه سيبی دارد.
gamer
نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند ولی ای دوست اگر روزی رفیقی مهربان آمد زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد ولی تا لحظه آخر چنین می گفت: امید من .....بود