Hossein Behzadi
یادتون میاد وقتی صبحا برا مدرسه رفتن دیرمون میشد و دوان دوان می رفتیم مدرسه صدای دعای صف مدرسه رو از دور می شنیدیم قلبمون می اومد تو حلقمون!؟
Hossein Behzadi
روزها میگذرن و هر روز بیشتر به این باور میرسیم که تنها کسی که دلسوز ماست ، کسی نیست جز اونیکه یک عمره هر روز در آیینه میبینیمش
amir ali
هنوز هم هستند دخترانی که تنشان بوی محبت خالص میدهد... بکرند... نابند... احساساتشان دست نخورده است.. لمس نشده اند، ...... باور نکرده اند، تحقیر نشده اند.. آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! کمیاب اند ! پاک اند ! روزی که قرار می شود کنار گوش کودکی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود ! و زیر آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست که با رویای دیگری سر کنند....!!!
amir ali
باورت داشتم از روز نخست
آمدی تا باشی !
پر از شعر ٬
پر از همهمه بودی ٬
اما
هیچ حرفی نزدی !
پر از گفتنه٬ دلدادگی ات ٬
پر از زمزمه ی عشق به دریا شدنت ٬
باز حرفی نزدی و فقط خندیدی ...
خوبه من !
می فهمم از دو چشمت همه حرف های تو را ٬
بی کلام اینجا باش ٬
آخه اینجا بودن نیست محتاج صدا ٬
بودنت با دل من بی صدا هم زیباست !!!!!!!!!!!
رضا
دوست میدارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را شب همه شب انتظار صبح رویی میرود ..................