یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بابا یکی این دانشجوهای جدید رو توجیه کنه...
عزیز من سوال پرسیدن بیجا مانع خواب همکلاسی هاست.....
از پرسیدن سوالاتی که قیافه استاد رو مث قورباغه بالدار گرفتار در آتیش میکنه خودداری کنید.....
حتی شما دوست عزیز
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 14:36
+2
محمد
محمد
هر نتی که از عشق بگوید زیباست

حالا سمفونی پنجم بتهوون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 13:01 توسط Mobile
+2
sahar
sahar
یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: کارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه که جسدش تو صندوق عقبه! افسره کف میکنه، میره  سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یک ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مردمیپرسه: آقا شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میکنه از تو داشبرد گواهینامه و کارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ.  سرهنگه میگه: می‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی کنم؟ یارو میگه: خواهش میکنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب  رو باز میکنه، میبینه اونجا هم خبری نیست.  برمیگرده به مرده مگه: ولی زیردست من گزارش داده که شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردین. به خدا این افسره عقده‌ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم 180 تا سرعت می‌رفتم! {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 01:15
+8
sahar
sahar
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1393/02/25 - 01:06
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر دانشجو ، عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش شده بود .
بالاخره یک روز به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و ازش خواستگاری کرد.

اما دختر ، به شدت عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. و اون رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست دانشگاه اطلاع می ده...
روزها از پی هم گذشت و چند ماه بعد ، دختر برای امتحان از پسر عاشق، یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت : ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “
اگر منو بخشیدی بیا تا باهام صحبت کنیم .

ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد.
چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!
.
.
دختر بیچاره نمی دونست پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند. :
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 19:33
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
" هر کی بوده آشنا بوده " چیست؟

.

.

.

دیالوگ ایرانیان در مواجهه با خانه دزد زده !!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 19:30
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه وقتایی باید رفت...!
اونم با پای خودت...!
باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی...!
درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه...!
ولی بدون....
یه روزی...
یه جایی....
بد جوری یادت می افتن که دیگه خیلی دیر شده خیلی...!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:54
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻣﺮﻭز ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮓ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ
ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺧﻂ ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : خاک برمخت ، ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪﺍ ﺍﯾﻦﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ ، ﻻﯾﺴﻮﺩ ، لامرض
هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ باهم ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ
که یهو ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻠﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪیم فرار کردیم:
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:44
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻓﺼﻞ ﻋﯿﻨﮏ ﺩﻭﺩﯼ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﯿﺰﺍﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺒﺎﺭﮎ ...!
ﺑﺎ ﺁﺳﻮﺩﮔﯽ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼ ﻃﺮﻑ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﺑﺰﻧﯿﺪ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﻧﯿﺴت .. (≧◡≦)
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﺎﺭﻭ ﭘﺪﺭ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻧﺶ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻣﻴﻤﻴﺮﻥ ، ﺷﺐ ﻣﻴﺮﻩ
ﭘﻴﺶ ﺯﻧﺶ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺩﻟﺪﺍﺭﻳﺶ ﺑﺪﻩ ﻣﻴﮕﻪ ﺑﻰ ﭘﺪﺭ ﻣﺎﺩﺭﻩ ﻣﻦ ﻛﻴﻪ ؟؟؟ (≧◡≦)
دیدگاه  •   •   •  1393/02/24 - 18:32
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ