یافتن پست: #در

zohre
zohre

گــــاهـی , آنـــــــــقدر دلـتنگـــــت میشـــــــم... کــــه اگــــــر بــفهمــــــــی از نبــــودت خــجالــــــــــت مـــی کــــــشی ...


دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 17:25
+5
زهرا
زهرا



در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود و اگر نه نمی شود به همین سادگی …




دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 17:22
+5
زهرا
زهرا

خدایا در ۲راهی زندگی ام تابلوی راهت را محکم قرار بده ، نکند که با نسیمی راهم را کج کنم !

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 17:19
+4
zohre
zohre

اهــل كجـــا بــودنـــت مـهـــم نیـســـت . . . اهــل و بـجــا بــودنــت مهــمــه . . . منطـقــه زنــدگــیـت مهــم نـیســت . . . منـطــق زنــدگیــت مــهمـه . . . درود بـــر دوســـتانی كــه . . . دعــا دارنــد . . . ادعـــا نــدارنـ

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 17:13
+5
zohre
zohre

شخصیتی که در دوران تحصیل هیچ وقت چهره‌اش دیده نشد: الان میخواد "بازرس" از آموزش پرورش بیاد! {-33-}

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 16:46
+6
zohre
zohre

آشپزی سخته ولی میتونین با خلاقیت های کوچیک این کار رو برای خودتون به لذت تبدیل کنین مثلا من ﺩﯾﺮﻭﺯ ماستو خیار رو بدون خیار درست کردم خیلی هم خوب شد :D

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 16:45
+5
be to che???!!
be to che???!!

بعله ما اینیم....{-45-}

زن به شيطان گفت : آيا آن مرد خياط را مي بيني ؟ ميتواني


 بروي وسوسه اش كني كه همسرش را طلاق دهد ؟



شيطان گفت : آري و اين كار بسيار آسان است



پس شيطان به سوي مرد خياط رفت و به هر طريقي سعي مي


 كرد او را وسوسه كند اما مرد خياط همسرش را بسيار دوست


 داشت و اصلا به طلاق فكر هم نمي كرد



پس شيطان برگشت و به شكست خود در مقابل مرد خياط


 اعتراف كرد



سپس زن گفت : اكنون آنچه اتفاق مي افتد ببين و تماشا كن



زن به طرف مرد خياط رفت و به او گفت 
:


 


چند متري از اين پارچه ي زيبا ميخواهم پسرم ميخواهد آن را به


 معشوقه اش هديه دهد پس خياط پارچه را به زن داد. سپس آن


 زن رفت به خانه مرد خياط و در زد و زن خياط در را باز كرد وآن زن


 به او گفت : اگر ممكن است ميخواهم وارد خانه تان شوم براي 


 اداي نماز ، و زن خياط گفت :بفرماييد،خوش آمديد



و آن زن پس از آنكه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق


 گذاشت بدون آنكه زن خياط متوجه شود و سپس از خانه خارج


 شد و هنگامي كه مرد خياط به خانه برگشت آن پارچه را ديد و


 فورا داستان آن زن و معشوقه ي پسرش را به ياد آورد و


 همسرش را همان موقع طلاق داد



سپس شيطان گفت : اكنون من به كيد و مكر زنان اعتراف مي
كنم


و آن زن گفت :كمي صبر كن



نظرت چيست اگر مرد خياط و همسرش را به همديگر


 بازگردانم؟؟؟!!!


شيطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟


آن زن روز بعدش رفت پيش خياط و به او گفت



همان پارچه ي زيبايي را كه ديروز از شما خريدم يكي ديگر


 ميخواهم براي اينكه ديروز رفتم به خانه ي يك زني محترم براي


 اداي نمازو آن پارچه را آنجا فراموش كردم و خجالت كشيدم


 دوباره بروم و پارچه را از او بگيرم و اينجا مرد خياط رفت و از


 همسرش عذرخواهي كرد و او را برگرداند به خانه اش.



و الان شيطان در بيمارستان رواني به سر ميبرد!!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 14:45
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو فیلمای ایرانی، آقاهه دخترش میفته زمین تشنج میکنه، میشینه انقدر داد میزنه تا زنای سرکوچه بیان جمعش کنن...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 12:48
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قانون دوم نیوتن: عشق در پسر ها هرگز از بین نمی رود، بلکه از دختری به دختر دیگر انتقال می یابد!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 12:46
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مبانی کامپیوتر:
آن بخش از یک سیستم را که میتوان با چکش خرد کرد،سخت افزار و آن قسمت را که فقط میتوان به آن فحش داد،نرم افزار میگویند..!
نه دروغ میگم مهندس های کامپیوتر
دیدگاه  •   •   •  1392/09/7 - 12:43
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ