یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین از وقتی یانگوم از آشپزخونه به بیمارستان منتقل شده دربار پادشاه بیشتر از غذا دارو و جوشونده و ... میخورن؟!
والا ما رو اسکل کردن با این فیلماشون !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:43
+6
.:SaRa:.
.:SaRa:.
به بابام بگی :
گلودرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
دندون درد دارم میگه آب نمک قر قره کن
سردرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
کمردرد دارم میگه آب نمک قر قره کن
دل درد دارم میگه آب نمک قر قره کن
یبوست دارم میگه آب نمک قر قره کن
اسهال دارم میگه آب نمک قر قره کن
و …
ینی مصداق کامل ضرب المثل هرچه بگندد نمکش میزنند رو عملی کرده !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:43
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آغا "کصافط" اینتوری نوشته میشه :"کثافت"
.
.
گفطم یادعاوری کنم بچه حا 26 روظ دیگه میرن مدرثه قلت املایی
هاشونو گردن ما ننداظن!!! :))))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:40
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تاپ تاپ خمیر
شیشه پر پنیر
دست کی بالا ؟
.

.
.
مدرسان شریف!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:34
+3
saman
saman

این که جز عشق هیچ نیست


تنها چیزیست که از عشق می دانیم


همین کافیست


بارِ کشتی باید


به قدرِ گنجایشِ آن باشد.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:07
+3
saman
saman

ای دوست تو غم داری و من غم دارم


تو حوصله کم داری و من کم دارم


تو قدر مرا بدان و من قدر تو را


چون هر چه توراست جمله من هم دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:03
+3
saman
saman
ما ترجمان دردیم

در سرزمینی دیرپای


به قدمت تاریخ


با اسراری دیریاب


لگدکوب سواران روم و ترک و عرب و مغول


اما نه مغلوب


که چیرۀ اعصار ماییم


جویبارهای خُرد


در دل اقیانوس فنا شدند


در خاکی که


تمامی تاریخ را ایستادگی کرده ست


حتی مردن ما هم باید ایستاده باشد


نام ما مرگ را جواب کرده است.


دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:54
+3
saman
saman

داد درویشی از سر تمهید


سر قلیان خویش را به مرید


گفت از دوزخ ای نکو کردار


قدری آتش به روی آن بگذار


بگرفت و ببرد و باز آورد


عِِقد گوهر ز دُرج راز آورد


گفت در دوزخ آنچه گردیدم


درکات جحیم را دیدم


آتش هیزم و زغال نبود


اخگری بهر انتقال نبود


هیچکس آتشی نمی افروخت


زآتش خویش هر کسی می سوخت

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:52
+3
saman
saman

ای زندگی تن و توانم همه تو


جانی و دلی ای دل و جانم همه تو


تو هستی من شدی از آنی همه من


من نیست شدم در تو از آنم همه تو

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:47
+3
saman
saman

ای یار کجایی که در آغوش نه ای


امشب برِ ما نشسته چون دوش نه ای


ای سرو روان و راحت نفس و روان


هر چند که غایبی فراموش نه ای

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:45
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ