یافتن پست: #دست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 18:33
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه بچه ها لیوات بشکنن: ای دست و پا چلفتی!
اگه مامان بشکنه: قضا بلا بود!
اگه بابا بشکنه: این لیوان اینجا چکار می کرد!
3 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 18:31
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 18:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:57
+3
reza A2
reza A2
همه گی گل پرسپولیس رو دیدید به افتخار هر چی پرسپولیسی جیغ دست هورا////////////
6 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:52
+5
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:38
+3
محمد
محمد
ادما دو دسته هستن
 اونایی که در جواب ِ “پاشو بریم” میگن کجا؟ و اونایی که میگن بری
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:32
+5
be to che???!!
be to che???!!

دلم برای کودکیم تنگ شده
....


برای روزهایی که باور ساده ای داشتم


همه آدم ها را دوست داشتم
...


مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم


مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
...


دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم


از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم


تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود


دلم برای خدا تنگ شده
...


خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
...


دلم برای کودکیم تنگ شده
...



شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...

X
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:23
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



پیامی دیگر آوردم...

به مردان اینجا نگاه نكن...

اسمشان مرد است,من اگر زمین خوردم به نامردی همین مردان بود...

زمین مرد بود كه مرا بلند كرد....

خودت را زمین بزن,اما دست مردان اینجا را نگیر...


دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:04
+3
be to che???!!
be to che???!!
می شود باران ببارد؟

همین امشب!

قول می دهم فقط

قطره های پاکش را بغل کنم!
و بی هیچ اشکی
دستهایش را بگیرم
قول می دهم
فقط بویش را حس کنم!
اصلا اگر ببارد
فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم
قول می دهم برایش شعر نگویم
فقط... می شود؟
امشب.... ؟

خدایا

دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:01
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ