یافتن پست: #دست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 20:27
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 18:53
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 17:12
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پیرزنه لخت میره جلوی شوهرش و میگه: حاجی، برات لباس عشق پوشیدم!

پیرمرده میگه: دستتون درد نکنه حاج‌خانم، ولی کاشکی اتوش می‌کردی!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 16:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز گوشی دختره رو تو خیابون ازش دزدیدن نشسته بود رو زمین خودشو میزد به زمین و زمان بدو بیراه میگفت
داد میزد
وایییییییی لاینم
واییییییی وایبرم
واییییییی واتس آپم
وایییییی 100 تا داداشام
واییییی 1356 تاعشقام
خدااااا بدبخت شدم از بین رفتم
پو ازگشنگی میمیره
بهش گفتم:خانوم محترم بلندشو این کارا چیه؟
برگشته میگه تورو خدا همینجوری ازم یه عکس بگیر بزار تو لاین بگو ساناز برمیگردههههههههههه
خدایا آب دستته بزار زمین بیا اینو شفا بده
.......بدجور تو اولویته والا :-
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 15:51
+2

غمگینی آدم هایی کـه دوستشــــان دارم غمگینم می کند.

گاهی دلـــــم می خواهد با انگشتم گوشه لب شان را بالا ببرم


شاید خنـــــــده یــادشــان بــیاید.


اینکه کاری از دستــــم بر نمــی آید..!

اینکه زورم به دنــــــیا نمی رسد ، تلـــــخ است !

خـــــــــــــــــــــــــــــــیلی تــــــــــــــلخ ......

1 دیدگاه  •   •   •  1393/08/27 - 18:58
+5
bestdata
bestdata
گاهی مردم هیچ توجهی به کارهایی که برایشان انجام میدهیم نمیکنند
تا زمانی که از انجام آن کارها دست بکشیم
دیدگاه  •   •   •  1393/08/23 - 02:19
+7
sami
sami
عشق یعنی
.
.
.وقتی لیوان نداری دستشو بگیره زیر شیر که تو آب بخوری

آخه میدونه بدت میاد دستات خیس باشه
دیدگاه  •   •   •  1393/08/13 - 18:33
+6
محمد
محمد

از دشت پربلا و مکانش که بگذریم

از ظهر داغ و بحث زمانش که بگذریم

یک راست می رسیم به طفل سه ساله ای
از انحنای قد کمانش که بگذریم

از گم شدن میان بیابان کربلا
یا از به لب رسیدن جانش که بگذریم

تازه به زخم های کف پاش می رسیم
از زخم های گوش و دهانش که بگذریم

حتی زنان شام به حالش گریستند
از حال عمه ی نگرانش که بگذریم

خیلی نگاه حرمله آزار می دهد
از خاطرات تیر و کمانش که بگذریم

با روضه ی کشیده ی گوشش چه می کنند
از گوشواره های گرانش که بگذریم

دروازه کودکان بدی داشت لااقل
از ازدحام پیر و جوانش که بگذریم

در مجلس یزید زبانش گرفته بود
از حرف های سخت و بیانش که بگذریم

حالا به گریه کردن غساله می رسیم
از دستهای زجر و توانش که بگذریم...

دیدگاه  •   •   •  1393/08/12 - 17:45
+7
کانال،خدا،در،تلگرام
کانال،خدا،در،تلگرام
آخرین ویرایش توسط jhmvd در [1395/04/5 - 19:30]
دیدگاه  •   •   •  1393/08/11 - 02:27
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ