یافتن پست: #دست

fingliiiiiiii
fingliiiiiiii


کسی را که به تو نیازمند نیست اما دوستت دارد از دست مده
ما نهایت تلاش را میکنیم تا حقیقت را نادیده بگیریم ولی حقیقت می ماند
زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست
بسیاری از سخنها از تیر نافذترند
آن قدر شکست بخور تا راه شکست دادن را بیاموزی
با تمام قدرت با افکار منفی مقابله کن........

بچه ها قبول دارییییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

{-36-}{-36-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 20:35
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 17:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشم هاتو وقتی نمیبینم
تنها میشینم و غمگینم
دوست دارم عطر نفس هاتو
آروم میگیره دلم با تو
هر شب به عشق تو بیدارم
قدر یه دنیا دوست دارم
هیچ موقع نذار که تنها شم
تو که باشی کنار من دیگه هیچ چیزی کم نیست
نگو کمتر نگاهت کنم آخه دست خودم نیست
عشقت بستس به دل و جونم
باور کن بی تو نمیتونم
حتی با فکر تو هم شادم
هیچ موقع نمیری از یادم...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 15:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
متاسفانه نداری!
البته تقصیر هم نداری!
من چیكار كنم نداری دیگه!
دست خودتم نیست كه نداری!
خب نداری دیگه بابا
.
.
.
.
لنگه نداری!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 11:30
+2
nazli
nazli

حال گیری :پسرها به خاطر دوستاشون حتی از عشقشون میگذرن ،ولی دخترا برای اینکه پسری رو بدست بیارن آرزو میکنن که ،سر به تن دخترای دیگه نباشه !!! پرچم بد جور بالاس


دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 01:57
+7
nazli
nazli

 


امروز یکم پول دستم اومد تصمیم گرفتم یکمیش رو بذارم توو جیب لباس های زمستونیم. آخه کسی منُ سورپرایز نمیکنه مجبور میشم خودم اینکارُ کنم.از الان منتظر زمستونم که سورپرایز شم


دیدگاه  •   •   •  1392/06/15 - 01:37
+6
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 23:48
+1
-1
nazli
nazli
حکایت آغوشی که سرد شد؛
لبخندی که خشک شد؛
و اشکی که فرو ریخت
حکایت دردهایی که به هیچکس نباید در موردشون چیزی گفت.
حکایت چشمانی که همیشه خیس هستن و باید پنهونشون کنم.
حکایت تمام حرفهای ناگفته ای که باید فرو بدم
حکایت اینهمه غمی که داره روی هم تلنبار میشه و انگار حکمتیه که هیچوقت تموم نشه.
حکایت خشمی که نمیتونم فریادشون کنم.
حکایت بغضی که نمی[!]
حکایت من که باید تنها با این همه مشکل ریز و درشت دست و پنجه نرم کنم.
و مهم تر از همه حکایت تویی که دیگر نمیشناسمت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 23:37
+4
nazli
nazli
دستانم را قاب صورتت مي کنم،
وبه اين مي انديشم
که چقدر رنگين کمان ها
سياه و سفيد چشمان تو را کم دارد
دستانم را قاب صورتت مي کنم،
وبه اين مي انديشم
که چقدر رنگين کمان ها
سياه و سفيد چشمان تو را کم دارد

دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 23:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 22:57
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ