یافتن پست: #دست

مهسا
مهسا
روز ظهر عاشورا قابلمه به دست افتادیم تو خیابون. دوستم ما رو میبینه می گه: دارین میرین نذری بگیرین؟ میگم پـــ ن پـــ پسرخاله ام کنسرت هوی متال داره من امشب تو گروهش نوازنده ی قابلمه ام{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 19:19
+4
mina_z
mina_z
میدونی اولین عوارض جانبی بعد یک شکست عشقی چیه ؟! در آوردن گوشی از حالت Silent !! طبقه بندی ازدواجی.. – اس ام اس , اس ام اس طنز , اس ام اس سرکاری , کلاْ افرادی که ازدواج می کنند دو دسته اند: آنهایی که از جانشان سیر شدند و آنهایی که قصد جان ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:53
+4
مهسا
مهسا
تو زندگی همه ما بعضی وقتها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل کنار دستمونه، ولی این قدر به دور دستها نگاه میکنیم که آن را نمی بینیم..!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:50
+4
gamer
gamer
تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:49
+3
مهسا
مهسا
هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم ، گم شدم ... آنقدر که من در هراس گرفتن دستی هستم ، ترس از گم شدن نیست ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:36
+1
مهسا
مهسا
یک وقتایی در زندگی می رسه که باید دستت رو بزنی زیر چونت و جریان زندگیت رو فقط تماشا کنی... بعدشم بگی به درک
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:42
ronak
ronak
ازين تصميم بيهوده چه چيزي قسمتم بوده نگو با من ازين خواستن كه حسرت همدمم بوده چه فهميدي ازين گريه چي خوندي از نگاه من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من تواين تصميم بيهوده نشو تكرار دلشوره اگه حتي نگاه تو منو ميخوادُ مجبوره فراموشم شده روزي كه بودم به تو وابسته توي حرفام غم دنياست چقدر دلگيرمُ خسته تو خواهش ميكني اما نميتونم كه برگردم من از دست رفتمُ انگار نميبيني پُر از دردم كجاي گريه هاي من رسيدي تو بداد من نبودي تو براي من نبودي تو به ياد من نبودي تو پناه من نبودي تكيه گاه من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:21
+4
ronak
ronak
تورو حتي تو روياهام نديديم ولي چند وقتِ جات خاليه پيشم نديدمت چه احساس بديه نديدمُ برات دلتنگ ميشم فقط بگو كدوم هفته كدوم روز كجا منتظر برگشتنت شم ميخوام كاري بدم دست خودم كه خودم بهونه اومدنت شم سپردي دست كي پيراهنت رو كه چند روزه برام نمياره چه بوي نيـلوفري ميپيچه اينجا اگه اين باد سرگردون بذاره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:20
+4
hadith
hadith
شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …. کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت بی نقاب باش،گاهی فقط شبیه خودت …. همیــن …
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:20
+3
ronak
ronak
صدام كن اين َدم آخر آخه فردا ديگه ديره آخه فردا ديگه نيستم كسي جامو ...... خداحافظ كه دلگيرم سراغت رو نه نميگيرم ببين گفتم خداحافظ .. يه كاري كن دارم ميرم يه كاري كن بذار حتي بمونم تو بهم بَد كن پشيمون ميشم از رفتن بيا راه منو سد كن واسه رفتن بگو ديره بگو شب دست پا گيره دارم راهي ميشم جونم چرا گريه ت نميگيره چرا با چشماي گريون ميخواي باشم يه سرگردون پاشو اين لحظه حساس يه جوري منو برگردون .. برگردون .. برگردون بهم چيزي بگو حتي بگو َبد كردي بيرحمي يه كاري كن دارم ميرم چرا اينو نميفهمي نميفهمي چرا بي تو من از شب گريه ها خيسم اگه رفتم گناهش رو بايد پاي كي بنويسم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:13
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ