یافتن پست: #دست

ronak
ronak
شعری برای باران سروده ام شعری برای دردهای بی کران قطره ها که در نی نی اشک چشمانم متولد میشوند و در راستای خطی ، آرام بر روی گونه هایم جاری می شوند ! باران را میبویم بویی نمیدهد ولی دستانش بسیار مهربانند زیرا مرا به یاد تو سوق میدهند میلی برای رسیدن به تو...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 01:06
+4
ronak
ronak
مرتیکه...واسه چی دست به زن من میزنی؟ هـــــــــان؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:59
+3
hadith
hadith
جسارت عاشقانه از دست دادن را داشته باش، نه حقارت به هر قیمت نگه داشتن...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:36
+4
مهسا
مهسا
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگری از بالا نگاه کند:و آن هنگامیست که بخواهد دست دیگری که بر زمین افتاده بگیرد تا اورا بلند کن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:19
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داره بارون می یاد می گه بارونه می گم پـَـــ نــه پـَـــ تازگی ها دستشویی های هواپیما ها رو مثل قطار درست کردن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:18
+4
مهسا
مهسا
ﭘﺴﺮ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺵ ﺍﺳﺖ ، ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻋﺮﻕ ﺷﺮﻡ ... ﺑﺮ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﭘﺪﺭ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ ﭘﺴﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺑﻄﺮﯼ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ... ﮐﻤﯽ ﺁﺏ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ، " ﭼﻘﺪﺭ ﺗﺸﻨﻪ ﺑﻮﺩﻡ " ﭘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﺍﺵ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:17
+2
ronak
ronak
دستتو از دماغت بیار بیرون کثافت مردم از اون آب میخورن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 00:12
+4
ronak
ronak
امان از دست آدمای هیز...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 23:53
+3
gamer
gamer
دستانم بوی گل می داد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردن ، اما هیچکس فکر نکرد شاید من گلی کاشته باشم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 23:34
+1
gamer
gamer
شنیدم آدم مهمی شدی ... میری دستشویی مگس ها به احترامت بلند میشن .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 23:25
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ