یافتن پست: #دست

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:19
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب. اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است جانمازم نمره! خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست! ((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)) باید از آدم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید! وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم من به گور پدر علم و هنر خندیدم! کار ما نیست شناسایی هردمبیلی! کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی! کار ما شاید این است که مدرک در دست فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را پر بکنیم (شاعر: مجهول)
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:06
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 03:00
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دوستم میخواد بهم زبان انگیلیسی آموزش بده میگه: همیشه یادت باشه پسرا هیزن پس واسه افراد مذکر his به کار میره!{-18-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/16 - 02:52
+2
-1
hamid tsh
hamid tsh
دارم كباب درست ميكنم رو منقل و سيخاي كبابو ميگردونم ... اومده خودشو لوس كرده با لحن بچه گونه ميگه عشقم داري كباب درست ميكني؟ پَ نه پَ دارم فوتبال دستي بازي ميكنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 21:54
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گاهي عشق در بلنداي اسمان گره ميخورد و چنان اوج ميگيرد که گاه با عشق هاي زميني به رقابت بر ميخيزد به ماجراي جذاب و شنيدني فيليس و ديويد که براي گذراندن تعطيلات مسافرت ميرفتند توجه فرماييد انان پس از اين که در هواپيما نشستند ديويد از جا برخاست و با مهمان دار هواپيما در باره ي دختر مورد علاقه خود به طور پنهاني به گفتگو پرداخت و نقشه خواستگاري خود را از فليس که او در هوا پيما بود در ميان گذاشت طولي نکشيد که خلبان هوا پيما با بلند گو اعلام کرد خانم ها و اقايان به هواپيما خوش امديد ما در ارتفاع 32 هزار پايي هستيم در ضمن لازم است بدانيد اقاي صندلي الف 24 علاقه مند است با خانم ب 24 ازدواج کند تمام مسافران هواپيما دست زدند مهماندار به انان تبريک گفت بدين ترتيب فليس با دريافت حلقه نامزدي از ديويد رسما در فراز اسمان با يکديگر نامزد شدند تا زندگي اسماني خود را اغاز کنند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 20:10
رضا
رضا
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام عشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهای رو به دوست عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه ای گل در سبد عشق یعنی دل سپردن تا ابد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 19:37
+1
رضا
رضا
عشق یعنی ذره ذره سوختن عشق یعنی همچو شمع افروختن عشق یعنی مبتلا گشتن به درد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:55
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گفتمش: دل مي خري !؟ پرسيد چند؟! گفتمش :دل مال تو ،تنها بخند. خنده كرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روي خاك افتاده بود جاي پايش رويه دل جا مانده بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:16
+1
payam
payam
اين جمله با كلمه اي يك حرفي آغاز مي شود٬ كلمه دوم دو حرفيست٬‌... چهارم چهار حرفي... بيستمين كلمه بيست حرفي!!! نويسنده اين جمله يا مغز دستور زبان بوده يا بيكار!!! I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 14:29
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ