یافتن پست: #دلتنگ

be to che???!!
be to che???!!
ﯾﮏ دﻗﯿﻘﻪ زل زدن در ﭼﺸﻢ زﯾﺒﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟

اﻓﺘﺨﺎر ﻧﺎز ﭘﯿﭻ و ﺗﺎب ﻣﻮﻫﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺣﺎل ﭼﻮن آراﻣﺸﺖ ﺳﻬﻢ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮ ﻣﻦ اﺳﺖ

ﻏﺮق ﮔﺸﺘﻦ در ﻫﺠﻮم ﻣﻮج ﻏﻤﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮداري ز ﻣﻬﺮت ﺣﻖ از ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮان

ﺑﺴﺘﻪ اي از ﻏﺼﻪ ﻫﺎ و درد و دﻋﻮاي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ذوق ﺷﻌﺮ آﻧﭽﻨﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ در ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻦ

ﺣﻖ ﻣﺎﻧﺪن ﺑﺎ ﺗﺐ داغ ﻏﺰﻟﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﻣﻬﺮ در ﮐﺎﻧﻮن ﮔﺮم ﺧﺎﻧﻮادﻩ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ

ﺷﺐ ﻧﺸﯿﻨﯽ در ﺗﮕﺮگ ﺳﺨﺖ ﺳﺮﻣﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺧﻨﺪﻩ در ﻣﻬﺘﺎب و ﻧﻮر ﻣﺎﻩ ارزاﻧﯽ ﺗﻮ

اﺷﮏ در ﺗﺎرﯾﮑﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺷﺒﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




زﯾﺮﮐﯽ در ﻋﺎﺷﻘﯽ را ﻣﻦ ﻧﺨﻮاﻫﻢ ﺧﻮاﺳﺘﻦ

ﮐﻨﺪ ذﻫﻨﯽ در ﺟﻮاب ﯾﮏ ﻣﻌﻤﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﻗﺪرت ﻣﻦ در ﺧﺮﯾﺪ "دوﺳﺘﺖ دارم " ﮐﻢ اﺳﺖ

ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎي ﺗﻠﺦ و ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺳﺨﻨﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺟﺸﻦ در وﯾﻼي ﺳﺎﺣﻞ آﻧﻘﺪر ﺟﺬاب ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﺮگ در دﻟﺘﻨﮕﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ درﯾﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:33
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 14:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺩﻟﺘﻨﮕﺸﯽ
ﻣﯿﺮﯼ ﻋﮑﺴﺸﻮ ﻣﯿﺎﺭﯼ
ﻭ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﯽ "ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ"
ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺕ ﻫﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ
ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ﺷﻪ ...
ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﻭ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﺍﻭﻥ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ... ﺍﻭﻥ ﺍﺷﮑﺎﺭﻭ ..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:59
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این روزها حسی دارم آمیخته با دلتنگی . . .
کم می آورم ، بازوانی می خواهم که تنگ در برم بگیرند ، اما نه هر بازوانی ، فقط حصار آغوش تو . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:44
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..

یکی ک بهش اعتماد داری ..

بهت اعتماد داره ..

از دلتنگی هاش برات میگه ..

از دلتنگی هات براش میگی ..

آروم میشه .. آروم میشی ..

حسی ک هیچوقت ب تنفر تبدیل نمیشه ..

این حس مثل قطره های بارون پاکه ..!!

همچین آدمی رو تو زندگیتون دارین؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:47
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

برای کسی که با میل خودش رفته ، یک ثانیه دلتنگی هم حماقت محض است


دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 00:12
+2
saman
saman
باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی هارا،


جشن می گیرد،


و بهار،


روی هر شاخه کنار هر برگ،


 شمع روشن کرده است


*


همه ی چلچله ها برگشتند:


وطراوت را فریاد زدند،


کوچه یکارچه آواز شدست،


ودرخت گیلاس


هدیه ی جشن اقاقی ها را


گل به دامن کرده است


*


باز کن پنجره ها را، ای دوست،


هیچ یادت هست؟


که زمین را عطشی وحشی سوخت؟


برگ ها پژمردند؟


تشنگی باجگر خاک چه کرد؟


*


هیچ یادت هست؟


توی تاریکی شب های بلند،


سیلی سرما با تاک چه کرد؟


باسروسینه ی گل های سپید،


نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟


هیچ یادت هست؟


*


حالیا معجزه باران را باور کن،


و سخاوت را در چشم چمنزار ببین،


ومحبت را در روح نسیم،


که در این کوچه تنگ،


با همین دست تهی،


روز میلاد اقاقی ها را،جشن می گیرد.


*


خاک،جان یافته است


تو چرا سنگ شدی؟


تو چرا این همه دلتنگ شدی؟


باز کن پنجره ها را...


             و بهاران را باور کن.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:36
+5
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 09:58
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست ، گاهی فرصتی است برای دلتنگی .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:21
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در من تنیده
راز خیال‌های مبهم تو
آنجا که حلزون‌های لزج
لابلای برگ‌هایم می‌لولند آرام...!
منتظر ماندم
دست‌هایت را باز کنی
صدایم بزنی
انگشت‌هایت را بلغزانی بر ساقه‌هایم؛
حلزون‌ها را برداری و به کوچه بسپاری
منتظر ماندم
پر از هیاهوی تکرار ساعت
پر از دشنام عشق
پر از ترس
اضطراب
دلتنگی
درد
راستش را بگو
پشت پرچین باغ چه کسی داری سیب می‌خوری؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:20
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ