reza
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
zahra
بعد از رفتنت جای خالی ات در دلم مثل کفشهای سیندرلا ،اندازه هیچ یک از مردم شهر نشد ،حتی به زور!!
ebrahim
یه زمانی بود که اگر کسی میخواست با یکی وارد رابطه بشه به طرفش میگفت
قول میدی برای همیشه کنارم بمونی...؟!
الان طرف میگه قول میدی آویزونم نشی و هر وقت دلم خواست گورت رو گم کنی از زندگیم بری بیرون.......
ronak
خم شد کمرم زیر هجوم غم ها
از دست خداحافظ و من رفتن ها
انگار که یک چراغ قرمز بودم
بدجور دلم گرفته از آدم ها..!
t @ r @ n e
.
کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا … : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
.
M 0 R i c A R L0
این بار دلم
نه براے آدمے ...
نه براے ملکے ...
نه براے عشقے ...
نه براے چیزے ...
که دلم براے خودم تنگ شده است