ashkan
کاربردهای مختلف " مُردن " در فرهنگ ما !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
... مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
ali rad
این دست هم
حکم
حکم تو
فقط بازی با دلم را
تمام کن …..!
سحر
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره !
ronak
برای جدایی دل و جرات میخواهم
جرأتش را دارم
دلم را پس بده!!!!!!!!!!!
zahra
دلم که سوخت...
هیچ کس نبود
حتی
آتش نشانی را خبر کند
ali rad
دلم تنگ میشه ................
ali rad
گاهی که دلم
به اندازه ی تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریه ی ، دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
mehdi
نسل ما نسلی بود که هرگز گرمای وجود معشوق رو حس نکرد .
نسلی بود که یواشکی بوسید . یواشکی نوشید . یواشکی خندید . یواشکی گریه کرد . یواشکی فکر کرد . یواشکی اعتراض کرد . یواشکی آرزو کرد . یواشکی درد و دل کرد . یواشکی انتخاب کرد و یواشکی عاشق شد .
پس به سلامتی یواشکی که اگه نبود این نسل منغرض میشد.
از ته دلم واسه نسل بعد خودم آزادی رو میخوام.
ronak
خیلی سخت بود …
با ” بُغض ” نوشتم , با ” خـــنده ” خواندی . . .
ronak
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی
هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد