امیرحسین
واستا دنیا من میخوام پیاده شم - همینجا ؟؟؟ بله لطفا!! چند میشه؟ -
کجا سوار شدی؟ دهه شصت بود... - برو داداش... صلوات بفرست....
M 0 R i c A R L0
بس که ديوار دلم کوتاه است هرکه از کوچه ي تنهايي من ميگذرد به هواي هوسي هم که شده نگهي ميکند و ميگذرد
امید
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی
صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی
میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی
تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند
به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی
دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل
درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی
همواره قلب بیمارم به یاد توشود روشن
چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی
امید
کاش همیشه
در کودکی می ماندم
تا به جای دلم
سر زانویم زخمی میشد ..
parnian
کاربردهای مختلف " مُردن " در فرهنگ بیـانی مـا !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مُردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
Hossein Behzadi
یه زمانی بود که اگر کسی میخواست با یکی وارد رابطه بشه به طرفش میگفت قول میدی برای همیشه کنارم بمونی؟! الان طرف میگه قول میدی آویزونم نشی و هر وقت دلم خواست گورت رو گم کنی از زندگیم بری بیرون

1390/11/30 - 01:20 ( لايک توسط 2 کاربر )ینی دهه شصت انقدر بده کم کم دلم داره واسه خودم میسوزه
1390/11/30 - 01:25