یافتن پست: #دلم

ronak
ronak
گاهی دلم از هر چه آدمی است می گیرد ...!

گاهی دلم دو كلمه حرف مهربانانه می خواهد ...!

نه به شكل دوستت دارم

و نه به شكل بی تو میمرم ...!

ساده مثل :

دلتنگ نباش ...فردا روز دیگری ست !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 17:22
+8
aB'Bas S
aB'Bas S
***** ايـــــــنو از دســـــت نـــــديــــــن *****

فی ربیع العام الماضی کنا قد ذهبوا جمیعا للحج
حین یعود، وفتاة جمیلة النوع الذی کان معنا.
کان قلبی التسول لی :
... ... ... “اذهب، وقل لها أحبک….. لها أیا کان یرید أن یکون، یکون! وماذا یرید أن یقول، ویقول”!
قلت لقلبی سرا، وأنا سمعت هذا فی الرد :
“بوی! کیف أنت جاهل! جئت للحج أو للغمز؟”
.
.
.
In spring last year we were all gone for pilgrimage
While back, pretty and kind girl who was with us.
My heart was begging me to:
“Go, tell her I love her ….. whatever wants to be, be! and what wants to say, say!”
I told my secret heart, and I heard this in response:
“Boy! how you’re ignorant! you come for pilgrimage or to ogle?”
.
.
.
و ترجمه فارسي:

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت
برگشتنی یه دختر خوشگل با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون میومد
به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت
میگفت بروووو بهش بگوووووو
آخه دوسش دارم
میگفت بگو
هرچی میخواد بشه بشه هرچی میخواد بگه،بگه!
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم:
تو زواری!پسر!چقدر نادون
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:53
+7
نیوشا
نیوشا
جای خالیش را نه کتاب پر می کند ،

نه قهوه ،

نه حتی سیگار...

من دلم اینترنت پر سرعت میخواهد...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:28
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
در MEETING S
اگر خودکارتون فقط به اندازه ی نوشتن یه جمله جوهر داشت چی مینوشتید؟!
آخرین ویرایش توسط abbasv6 در [1390/12/20 - 10:59]
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 16:18
+7
شاهین
شاهین
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده ...

وقتی که تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی
یه نفر میاد و بهت میگه: با من دوست میشی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 13:27
+4
شاهین
شاهین
الان دلت چقدر پره؟
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 13:12
+5
نیوشا
نیوشا
دلم برات تنگ شده جونم
میخوام ببینمت نمیتونم
بین ما دیوارهای سنگی
فاصله یک عمر میدونم
بغض ترانمو شکستم
میخوام بگم عاشقت هستم
توعین ناباوری یک شب
خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من
نیمه شب از خوابم پامیشم
نیستی پیشم نیستی پیشم
بازدیوونه میشم دوریه تو
تیشه زد به ریشم نیستی پیشم
بی صدا از من خالی میشم
همصدا با بی بالی میشم
گونه هام خیس از شبنم غم نیستی پیشم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته ی من
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 04:09
+9
سحر
سحر
نذر کـردم

سفره ای پهــن كنم

از حرف های نگفتــه ی دلم

اگــر برگـــَـــردی....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 23:49
+2
حمید
حمید
گاه نميدانم چه پيامي را بهانه كنم تا از حال آنكه دلم با اوست آگاه شوم، اين بار كه دلتنگي را بهانه كردم فردا را چه كنم؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:48
+4
ebrahim
ebrahim
گفتم:خدايا از همه دلگيرم گفت:حتي من؟
گفتم:خدايا دلم را ربودند! گفت:پيش از من؟
گفتم:خدايا چقدر دوري؟ گفت:تو يا من؟
گفتم:خدايا تنهاترينم! گفت:پس من؟
گفتم:خدايا کمک خواستم. گفت:از غير من؟
گفتم:خدايا دوستت دارم. گفت:بيش از من؟
گفتم:خدايا انقدر نگو من! گفت:من توام، تو من..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 15:22
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ