یافتن پست: #دلم

مهسا
مهسا
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید می ماند و به تنهائیم پایان میدهد آمد رفت وبه زندگی ام پایان داد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:39
+6
رضا
رضا
زیادی خوبی كردم رفتی نموندی با ما آخر خط رسیده دوسم نداری حالا *** با رقیبم نشستی گفتی همین كه هستی رفتی و بی تفاوت دل منو شكستی ***** یه روزی بر میگردی وقتی كه خیلی دیره خیال میكردی قلبم بدون تو میمیره ***** خیال میكردی هیچوقت دست تو رونمیشه بازی دیگه تمومه برو واسه همیشه **** دلم گرفته از تو از عاشقی حرف نزن آخر قصه ما نه تو میمونی نه من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 18:45
+3
مهسا
مهسا
ان قدر حرف در دلم مانده که در دهانم گره می خورند و لبهایم را به هم می دوزند و تو خیال میکنی مرا با تو حرفی نیست !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 17:45
+5
مهسا
مهسا
سکوت و صبوری م را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار دلم به چیزهایی پای بند است که تو یادت نمی آید…!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 17:42
+5
مهسا
مهسا
حوصله ات که سر می رود با دلم بازی نکن من در بی حوصله گی هایم با تو زندگی کرده ام ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:34
+2
ali rad
ali rad
گاهے دلمـ از هرچه آدم است مے گیرد...! گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ.. ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش. فردا روز دیگریست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:33
ronak
ronak
کنار پنجره سیگاری دود میکردم نگاهم به تقویم روی میز افتاد ، دی داره به نیمه میرسه دلم یهو ریخت؛ چقدر زود گذشت امسال توی دستم احساس سوزش کردم. سیگارم به آخر رسیده و من حواسم نبود سیگارو خاموش کردم و دنبال خاطراتم گشتم اما انگار دیگه هیچ خاطره ای ندارم هر چی بوده سیاه و مه آلوده چقدر امید داشتم اوایل امسال ، چه نا امیدم اواخر امسال قلبم تیر میکشه ، ولی سیگار انگار داره بهم میگه بکش بکش تا زودتر تموم شه... یه نخ دیگه روشن میکنم و شب رو نگاه میکنم... بالاتر از سیاهی هم رنگی هست... همین رنگی که من دارم...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:29
+3
ronak
ronak
تو کیستی؟ هان؟ یادم آمد... تو همانی که روزی با پاهایت آمدی و نماندی و رفتی!!! و من... من همانم که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:24
+7
ronak
ronak
دلم کمی خدا می خواهد کمی سکوت. دلم دل بریدن می خواهد کمی اشک .....کمی بهت ... کمی آغوش آسمانی کمی‌ دور شدن از این جنس آدم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:23
+6
ronak
ronak
چگونه دست دلم را بگیرم ودر كنار دلتنگیهایم قدم بزنم در این خیابان كه پر از چراغ و چشمك ماشینهاست …نه آقایان: مسیر من با شما یكی نیست از سرعت خود نكاهید من آداب دلبری را نمی دانم...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 21:56
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ