یافتن پست: #دل

رضا
رضا
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام عشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهای رو به دوست عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه ای گل در سبد عشق یعنی دل سپردن تا ابد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 19:37
+1
رضا
رضا
عشق یعنی ذره ذره سوختن عشق یعنی همچو شمع افروختن عشق یعنی مبتلا گشتن به درد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:55
+2
رضا
رضا
در قید غمم ، خاطر آزاد کجایی ؟ تنگ است دلم ، قوت فریاد کجایی ؟ با آنکه ز ما یاد نکردی ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی ؟@MINA-FAROKH
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:39
+2
رضا
رضا
بگیر از من تو این دل یادبودی که تنها لایق این دل تو بودی هزاران خواستند این دل بگیرند ندادم چون عزیز دل تو بودی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:26
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
گفتمش: دل مي خري !؟ پرسيد چند؟! گفتمش :دل مال تو ،تنها بخند. خنده كرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل زدستش روي خاك افتاده بود جاي پايش رويه دل جا مانده بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 17:16
+1
behnam
behnam
بـــــــــــویِ شــــــــــــــــــــومِ امتحان آید همی!!! بـــــــــــویِ صــــــــــــــــــــــفرِ مهربان آید همی!!! ما ز تعلیم و تعلم خسته ایــــــــــــــــــــــــــــــم!!! دل خود را به تقلب بسته ایـــــــــــــــــــــــــــــم!!! **ایام سوگواری امتحانات بر تمامیِ دانشجویان عزیز تسلیت باد** یلدا ت.م
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 14:45
+2
ebrahim
ebrahim
یه 100 دلاری خریدم ، نگه داشتم تا 2 ماه دیگه برم باهاش خونه بخرم انشاا.. =)))) !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 14:18
+1
ebrahim
ebrahim
فقط یه آرایشگر زنِ ایرانی می تونه درآمدی معادل یک فوق تخصص جراحی رو داشته باشه∙∙!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/15 - 12:29
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:29
+2
رضا
رضا
همسفر خسته ام از این همه راه خسته از نای و نی و این همه اه راه ، تکرار زمان است چرا همسفر فاش بگو راز چرا اری از ایینه ها نیست نشان ان نشان های نهان نیست عیان اندر این نبض ِ زمان ، گیج منم مات و مبهوت ِ دل ِ ریش منم هوشیارم ز دل ِ خویش چرا ان که مستم بکند ، نیست چرا همسفر گرچه رهایم کردی راست گو ، ره به کجا اوردی نکند باز به من می خندی زین که پروانه شدم می خندی خنده کن تا که منم سوز شوم بنواز تا که منم کوک شوم ره به تنهایی من می گرید همسفر ، باش ، دلم می گرید خُنک ان روز که اندر پیش است دل ِ زهر خورده ی من در نیش است باش تا سایه ای بر من باشی وین دل زخم ، تو ، مرهم باشی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 18:55
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ