یافتن پست: #دل

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زمان بارش باران دلم از غربت خورشید می گیرد،

و روز آفتابی هم دلم بی تاب باران است،

خدایا من به دنبال چه میگردم؟؟

چه میخواهم؟

نمیدانم. . . .

تومیدانی،

خداوندا. . . .

هرآنچه خویش میدانی،برای من مقدرساز
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
5 دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
طرف تو عمرش دلستر ندیده
دودی هم که دیده دود اتوبوس شرکت واحد بوده
هر روز استاتوس از سیگار و ویسکی میذاره :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:03
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 18:48
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلتنگم نه برای کسی از بی کسی …
خسته ام نه از تکاپو از در به دری …
نه دوستی ، نه یادی ، نه خاطره ی شیرینی !
تنهایم تنهاتر از آن سنگ کنار جاده اما مشتاقم ،
مشتاق دیدار آنکس که صادقانه یادم کند …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 18:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
" دلتنگـﮯ هـایمـ
گفتنـﮯ نیستــ ،
نـوشتنـﮯ نیستــ ،
اگـر عـاشـق بـاشـﮯ
بـرایـتــ دیـدنـﮯ ستــ ،
لـمس ڪردنـﮯ ستــ !
تـو بگـو ؛ دلتنگـﮯ هـایمـ را دیـدﮮ !؟
نـہ نـدیـدﮮ ! "
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 18:32
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ماهیگیر دلش سوخت این بار ماهی قلاب را رها نمیکرد !!! "چـقــدر تـنـهـاســـت"
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 18:06
+1
be to che???!!
be to che???!!
گير دادن رستم به سهراب:


*چنين گفت:رستم به سهراب يل*


*كه من آبرو دارم اندر محل*..

.

*مكن تيزونازك دو ابروي خود*


*دگرسيخ سيخي مكن؛موي خود*


*شدي در شب امتحان گرم چت*


*بروگمشو اي خاك برسرت*


*اس ام اس فرستادنت بس نبود*


*كه ايميل وچت هم به ما رونمود*


*رها كن تو اين دخت افراسياب*


*كه مامش تو را مي نمايد كباب*


*اگر سربه سر تن به كشتن دهيم*


*دريغا پسر،دست دشمن دهيم*


*چوشوهر دراين مملكت كيمياست*


*زتورانيان زن گرفتن خطاست*


*خودت را مكن ضايع از بهراو*


*به درست بپرداز و دانش بجو*


*درين هشت ترم،اي يل باكلاس*


*فقط هشت واحد نمودي تو پاس*


*تو كز درس و دانش گريزان بدي*


*چرا رشته ات را پزشكي زدي*


*من از گور بابام پول آورم*


*كه هر ترم،شهريه ات را دهم*


*من از پهلوانان پيشم پسر*


*ندارم بجز گرز و تيغ و سپر*


*چو امروزيان،وضع من توپ نيست*


*بو دخل من هفده و خرج بيست*


*به قبض موبايلت نگه كرده اي*


*پدر جد من را در آورده اي*


*مسافر برم،بنده با رخش خويش*


*تو پول مرا مي دهي پاي ديش*


*مقصر در اين راه تهمينه بود*

*كه دور از من اينگونه لوست نمود*


*چنين گفت سهراب،اي ول پدر*


*بود گفته هايت چو شهد و شكر*


*ولي درس و مشق مرا بي خيال*


*مزن بر دل و جان من ضد حال*


*اگر گرم چت يا اس ام اس شويم*


*از آن به كه يك وقت دپرس شويم*
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 17:21
+5
zahra
zahra

حتی دوباره لبخند زدن هم دل میخواهد که من دیگر ندارم !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:29
+6
zahra
zahra

امتداد بازوانت می شود …
انتهای دل سپردگی !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 15:05
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ