یافتن پست: #دل

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..

یکی که بهش اعتماد داری ..

بهت اعتماد داره ..

از دلتنگی هاش برات میگه ..

از دلتنگی هات براش میگی ..

آروم میشه ..

آروم میشی ..

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه ..

این حس مثل قطره های بارون پاکه ..!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:38
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی دلـم بـه سمـت تـو مـایـل نـمی‌شـود
بـایـد بـگـویـم اسـم دلـم، دل نـمی‌شـود

دیـوانـه‌ام بـخـوان کـه بـه عـقلم نـیـاورنـد
دیـوانه‌ی تـو است که عـاقل نـمی‌شود

تـکلیف پـای عـابران چیست؟ آیـه‌ای
از آسمـان فـاصلـه نـازل نـمی‌شـود

خط می‌زنم غبار هـوا را که بنگرم
آیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شـود؟

می‌خواستم رهـا شوم از عـاشقـانـه‌ها
دیدم که در نـگاه تـو حاصل نـمی‌شـود

تـا نـیـستی تمـام غزل‌ها مـعـلق‌انـد
این شعـر مدتی‌ست کـه کامـل نـمی‌شـود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:08
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی احساس راکد ماندن به ما دست میدهد

و ترس اینکه مبادا چون مردابی شوم و بگندم ،

همه ی وجود آدمی را فرا می گیرد

غافل از اینکه هر آنچه از جانب خداوند سبحان می رسد حکمتی دارد

غافل از اینکه گاهی این توقف ها شاید جریان یا شدت قوی تری ایست

برای طی کردن ادامه مسیر

در مسیر خودشناسی همیشه مسیر مستقیم نیست

گاهی چپ یا راست هم دارد گاهی توقف کردن هم دارد.

آنچه مهم است این است که در راه نمانی در هیچ منزلگاهی بیش از حد لنگر نیندازی

و شوق رفتن را در دلت زنده نگاه داری و دوباره به مسیر مستقیم برگردی...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:06
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فرقـی نمـی کند !! بگویم و بدانـی ...!

یا ...نگویم و بدانـی..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جای جهان جا داری ...!

جایـی که دست هیچ کسـی به تو نمـی رسد.:

دلــــــــــــــم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
*
میدونی این چیه؟
.
.
این تویی که تنها ستاره ی اسمون دل منی
.
.
.
پایین تر نرو
.
.
.
* * * *
* ** *
* * *
وای اینا کجا بودن؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صدا میكنم " تــــــــــــو " را...
این " جانی " كه میگویی
جانم را میگیرد...!
نزن این حرف ها را
دل من جنبه ندارد
موقعی كه نیستی....
دمار از روزگارم در می آورد...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شهری که مردمانش یک آشنا ندارد
در دل هزار نیرنگ ، یک هم صدا ندارد
شهرم پر از ملال است ،تاریخ یک خیال است
شهرم قلم شکسته ،ماندن در او عذاب است
شهرم سکوت و خاموش، آغوش ها فراموش
شهرم سکون و راکد ،دیوار ها پراز گوش
سلول انفرادی ،کشتار دسته جمعی
زندانیان در این شهر هر گور را بنامی
شهرت کجاست یارم؟ خاکت کجا نشسته؟
درویش خسته ی تو تا انتها شکسته
دست نوشته های یاسی_اینگونه بود شهرم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:47
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نگـــــــران نباش،حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب…...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:43
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اجازه ندادی تو تنهایی دلم

یه بلایی بیارم سردله خل وچلم

نذاشتی حس کنم دریا رو

ساحل و رنگ خوش فردا رو

بشینم یه آسمون گریه کنم

چشمامو جای ابربهارهدیه کنم

من موندم و یه خاطره رنگه تو

بسه برام   شنیدنه آهنگه تو

گفتی ببین حال منم خرابه

زندگیم مثه قایقی روی آبه

گفتم حاله منم رفیقه حالته

دیدم یه غمی ته فنجون فالته
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:25
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در تنگ نظر سعه ی صاحبنظری نیست

با شب پرگان ، جوهر خورشیدوری نیست

آن را که تجلی است در ایینه ی تاریخ

در شیشیه ی ساعت چه غم ار جلوه گری نیست ؟

رهتوشیه ی زهر سو نستانیم که ما را

با هر که در این راه سر همسفری نیست

در ما عجبی نیست که جز عیب نبیند

آن را که هنر هیچ به جز بی هنری نیست

اینان همه نو دولت عیش گذرانند

ما دولت عشقیم که دورش سپری نیست

سوزی که درون دل ما می وزد این بار

کولک شبانه است نسیم سحری نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 19:22
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ