خواب بودم ، سخن عشقت مرا بیدار کرد
مست بودم ، نفس مهر تو هوشیارم کرد
تقدیر تو در وسعت هر آینه پیداست
تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست
خواب بودم ، سخن عشقت مرا بیدار کرد
مست بودم ، نفس مهر تو هوشیارم کرد
تقدیر تو در وسعت هر آینه پیداست
تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست
حواسم هست که دلتنگی را گاهی نباید گفت
ببخش …
برای “دوستت دارم” راه دیگری بلد نیستم
همه میگن شیشه ها دل ندارن ، اما وقتی رو شیشه ی بخار گرفته نوشتم دوستت دارم ، آرام گریست .