یافتن پست: #دل

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
[!] ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
[!] بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به حکیم ارد بزرگ گفتند : ایرانیان را چگونه دیدید ؟

فرمود : بزرگانی در درون چراغ جادو !

گفتند : چراغ جادو ؟!

فرمود : آری ... ایران سرزمین بزرگان است و هزار افسوس که بیشتر این بزرگان ، در درون چراغ جادو ، خویش را در بند کرده و دلخوش به زندگی در سختی و غم هستند

گفتند : حکیم در این میانه ، کار شما چیست ؟

فرمود : به هزار گونه سخن ، دستان اندیشه ام را ، بر چراغ های آنان می کشم تا از آن برون آمده و خود را باز یابند و برای آبادی و شادی این سرزمین بکوشند
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 22:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدر خوب است !..

که اینهمه آدم ..

همنام تو اند..!

حالا هرکسی، هر کجا ..

عزیز دلش را صدا کند !..

من ناخواسته ..

به یاد " تو " می افتم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بازهم تنهایی .....بازم بی کس شدم..
کوله باری ندارم جز خاطره ها چندتایی هم لباس.
توی این باران خیس خیس میشوم..
زانوهایم را بغل میگیرم و درفکر آمدنت هستم..
میدانم نمی آیی..
ولی دلم به این خوش است که هنوز یادت هست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:13
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥




من جاى اردلان تمجید بودم، اسمِ دخترمو به جاى ((رها)) میذاشتم ((وِل))!!!!!!




دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:10
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم نگرفته از اینکه رفته ای … دلگیرم از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی … !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 21:01
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
عزیز بودن آدمها به این نیست که وقتی می بینیشون


چقدر از دیدنشون خوشحال میشی ؛


به اینه که وقتی نمی بینیشون چقدر دلت براشون تنگ میشه !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 20:50
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
همه تو کلاس نشسته بودیم اول ترم بود ییهو یه دختر 26_27 ساله خشگل از در اومد توو یکی از دوستان بلند گفت: باقلواروووو.! بعد همون باقلوا رفت روی صندلی استاد نشست کلاس یهو ساکت شد و اون دوستمون بدون اینکه چیزی بگه رفت و مثل مرد درسو حذف کرد {-33-}
آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/05/18 - 11:39]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/18 - 11:22
+4
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 22:38
+2
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 22:34
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ