یافتن پست: #دل

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگر ایران بحز ویران سرا نیست
من این ویرانسرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است
من این افسانه ها را دوست دارم
نوای نای ما گر جانگداز است
من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست
من این آب و هوا را دوست دارم
بشوق خار صحراهای خکشش
من این فرسوده پا را دوست دارم
من این دلکش زمین را می پرستم
من این روشن سما را دوست دارم
اگر بر من ز ایرانی رود زور
من این زور آزما را دوست دارم
اگر آلوده دامانید اگر پاک
من ای مردم شما را دوست دارم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به آرزوی بچگی ام رسیدم

چقدر دلم می خواست تو صف اول نماز جماعت باشم

این بار نه تنها صف اول ، بلکه جلوتر از صف اول جای گرفتم

حتی جلوتر از پیش نماز

همه به من اقتدا می کنند

چقدر مهم شدم

نماز تمام میشود

همه به سمتم می آیند

روی دست بلندم می کنند

چقدر عزیز شدم

چند قدمی حرکتم می دهند

یکی فریاد می زند :

بلند بگو لا اله الا الله . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آدم‌هایی‌ را که زیاد دوستت دارند ، بیشتر دوست داشته باش
و آنهایی را که زود ترکت میکنند ، زودتر فراموش کن
زندگی‌ همین است
تعادل میان عشق و نفرت
تعادل میان بودن‌ها و نبودن ها
تعادل میان آمدن‌ها و رفتن ها
زندگی‌ مرزی ‌ست که میگذاری تا کسی‌ هستی‌ تو را نیست نکند
مرزی برای آنهایی که می‌گویند " دوستت دارم " و " همیشه با تو خواهم ماند "
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:10
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اما مورخین بر این باورند که او از اپراتور ترک سل استفاده میکرده است چون در آنزمان سلطان سلیمان هنوز آفریقا را فتح نکرده بودند تا شرکت مخابرات ام تی ان در اختیار بگیرند, اما شاید ابراهیم پاشا بدلیل اینکه از اول همراه سلطان سلیمان بوده است , به دلیل همسایگی با ایران از اپراتور همراه اول استفاده.میکرده است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:06
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 14:01
+2
be to che???!!
be to che???!!
زن نفرت را تا به آن پايه مي آموزد كه دلبري را از ياد مي برد.((نيچه))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 13:59
+5
be to che???!!
be to che???!!
هي فلاني! ديگر هواي برگرداندنت را ندارم… هرجا ك دلت ميخواهد برو… فقط آرزو ميكنم وقتي دوباره هواي من ب سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگيرد ك با هزار شب گريه چشمانت، باز هم آرام نگيري… و اما من… بر نميگردم ك هيچ! عطر تنم را هم از كوچه هاي پشت سرم جمع ميكنم، ك نتواني لم دهي روي مبل هاي راحتي،با ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 13:28
+4
be to che???!!
be to che???!!
"يكي بود يكي نبود.."

تواين دنياي بزرگ يه پسري بود كه عاشق يه دختره ميشه.پسره چندسالي عاشق ميمونه تابلاخره تصميم ميگيره به دختر بگه كه دوست دارم.بهش ميگه ولي دخترنتونست هيچ حس دوست داشتني از پسره بجز به عنوان يه برادرتوقلبش بياره...


عاشقي اين2تاشده بود مثل2تاعاشق ولي يكيشون عاشق عشقش واون يكي عاشق برادرش.چون اون هيچوقت يه داداش واقعي نداشت..


خلاصه اين داستان عاشقي عجيب اين2تاگذشت تا يكي دوسال كه دخترك هم عاشق شد.ولي ايندفعه عاشق عشقش...مونده بود با يه دل عاشق وهيچ راهي بجز صداقت و شكست غرورش پيدانكرد و غرورشو شكست و بهش گفت دوست دارم..ميخوامت...ميخوام باهات بمونم..حتي براي اين كارش ازخواهرش سيلي هم خورد ولي فكرميكرد پسره ارزششوداره ولي..


اينا از هم دوربودن با400كيلومترفاصله و ديدارماهي يكي دوبار..خيلي همودوست داشتن.دوتاشون واسه هم ازهمه چيزو همه كس ميزدن ولي اين وسط يه مشكلي بود:پسره عشق دخترك باور نداشت خيلي براي دخترسخت بود كه شبا از گريه و چشم درد عشقشوباور نكن..بارهازنگ ميزد بهشو ميگفت حالم بده..دلم تنگ ..دلتنگيشوتحمل ميكرد ولي باور نكردن عشقش غير قابل تحمل بود..واسه اينك پسرك عشقشو باوركنه دست به كارايي زد كه پسرك ازش خواسته بودكه خودش دوست نداشت.ولي فايده اي نداشت...


نميگم پسره اونو نميخواست...چراعاشقش بود وخيلي كارا واسش انجام ميداد ولي دخترك عشقشوباور داشت...


ميسوخت و ميساخت..بااون عشق صادقش آبروش پيش تنها خواهرش بخاطرپسره رفت..ازپسرك تهمت شنيد..پسره ميگفت توبه غيراز من باكسي هستي..تهمت خيانت بهش زد..ميگفت من واست يه هوس بودم..ميگفت..


تحمل دخترديگ تموم شد..ديگ زندگي كردن وتحمل اينهمه بدبختي براش سخت شده بود..عاشقش بودولي مجبور شدروي عشقش پابذاره و پسرك ولش كنه..توصحبت آخرشون پسرك زد زير همه چيزوزير هرغلطي كه انجام داده..و به دخترك گفت ديگ بمن اس نده و زنگ نزن.از جدايي اين2عاشق تقريبا يك ماه ميگذره و مونده يه دختر بدبخت تنها باكولباري گناه وكلي تهمتو يه دل شكسته ...


اين داستانوگفتم كه بگم بعضيا ارزش شكستن غرور دارن حتي اگه ي دختر غرورشو بشكن..بعضيا ارزش يه عشق واقعي..وحتي گذشتن از همه چيز بخاطرشونو دارن ولي بعضيا حتي ارزش يه نگاه كردن هم ندارن...

دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 13:07
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


گل عشق تو هستم شبنمم باش دلم دنیای زخمه مرهمم باش ز درد بی كسی قلبم شكسته تو شهر بی كسی ها همدمم باش


دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 12:28
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
میتوان باهم بود بی هراس از همه فاصله ها / میتوان دلخوش کرد به صدای تپش ثانیه ها / ای صمیمی ای خوب با شما هست دلم باوجود همه فاصله ها!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/12 - 12:22
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ