یافتن پست: #دل

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عد از مدت ها دیدمش!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن…
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم…
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت! دستای من تغییر نکرده…
دستات به دستای اون عادت کرده…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:18
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بوی فـَـــراموشی گرفتــه اَم
رَنگــــِ تَنــــهایی
دلشــِکستــِگی
بُغــــض وَ خامــــوشی
چیــــزی نیستــــْ
تآریـــخ مَصـــرَفم گذشتـــه اَستــــْـ !!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:58
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز با همان شور و نوا دارد شبانی میکند گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان با همین نخوت که دارد آسمانی میکند سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی میکند با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران میرسد با من خزانی میکند طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:42
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

کسی یادش نبود اینجا یه گندمزار کوچیکه مسیر خوشه های زرد تو مشت باد تاریکه
***
کلاغ از مزرعه دل کند مترسک از وسط تا شد کسی چیزی نگفت اما خبر مشهور صحرا شد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:40
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ای کاش با عشق نمی آمدی
تا با دلزدگی بروی
ای کاش
دوستانه می آمدی
تا سلامی بگویی ، احوالی بپرسی
درددلی بکنی
چای نعناع بنوشی ، سیگاری با دود سبز بکشی
بوسه ای گرم بر گونه ام بزنی
و بروی…
حال که اینچنین سرد می روی
یادت باشد چیزی به جا نگذاری
مبادا برگردی وَ
اشکهایم را ببینی….
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:36
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

مهربانی کیمیا شد همدلی دیریست مرده
سرفرازی را چه داند
سربه زیری سر سپرده

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:36
+4
AmiR
AmiR

چند ماه گذشته از رفتنت

هنوز ازت خبرری نیستو منم دارم

دیونه تر میشم

دلم برا صدات

برا دوستدارم گفتنات

برا طرز نگات

برا خندیدنات

برا عطر تنت

تنگ شده

خدایا از تو میخوامش خودت برشگردونش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:33
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
به غرور اردلان تمجید

به عشق پاک مریم زمان

به گریه های مادرانه ی رعنا

به رفاقت محمد جواد

به رهایی رها

به ترس ارسلان

دلم واستون تنگ شده ...

بگو خب
{-41-}{-41-}{-23-}{-35-}{-35-}{-35-}


آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/23 - 00:47]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:20
+19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
***اصفهان را نیمه خوانند از جهان***
***صد جهان من دیده ام در اصفهان***

***سرزمینی نیک فر و با شکوه***
***مردمانش برتر از شیـر ژیان***

***تا کنار زنده رودش پا نهی***
***زنده خواهی کرد هم روح و روان***

***تخت پولادش زمینی بس نکوست***
***بابی از ابواب ، در خُلد جَنا***

***ای دل ار خواهی روی اندر بهشت***
***تو بیا یک دم نشین در اصفهان***
(به افتخار دوستای اصفهانیم)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 14:30
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
جز در صفای اشک دلم وا نمی شود

باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود

آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب

آورده ام به دیده گهرهای سفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین

بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست

تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

یارب چها به سینه این خاکدان در است

کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را

راه عدم نرفت کس از رهروان خاک

چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر

تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

لعلی نسفت کلک در افشان شهریار

در رشته چون کشم در و لعل نسفته را
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 13:50
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ