parisa
من محتاج درک شدن نیستم،دردم می آید خر فرض شوم.
دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری،
و هر بار که آزادیم را محدود میکنی،
می گویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است،
نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود.
میدانی ؟ دلم از مادر هایمان می گیرد،
بدبخت هایی بودند، که حتی می ترسیدند باور کنند حقشان پایمال
شده.
خیانت نمیکردند، نه برای اینکه از زندگی راضی بودند،نه، خیانت هم
شهامت میخواست .
نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت،جایش النگو داد.
مادرم از خدا میترسد، از لقمه ی حرام میترسد، از همه چیز میترسد،
تو هم که خوب می دانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است.
دردم می آید این را هم بخوانی میگویی اغراق است.
ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش
کتک می خورد،باز هم همین را میگویی
ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه، غیرت داری ؟؟
دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند،و آنهایی هم
که نیستند همه فامیل های خودتانند.
مادرت، اگر روزی جرات پیدا کردی ازش بپرس بیچاره سرخ می شود و
جوابش را،باور کن به خودش هم نمی دهد.
دردم می آید.
از این همه
Mohammad Mahdi
خدایا … یک امروز را مهمان من باش … به یک فنجان قهوه تلخ … دلت نمیخواهد طعم دنیایت را بچشی ؟؟
shayad bode bashe
1392/04/15 - 13:09ama dg khas nist
اي جانم ميفهممت
1392/04/16 - 13:46hame ma zarbe khordim
1392/04/16 - 13:51midonim bade
jaye khob bodan
miaym dobare zarbe mizanim
اره ولي خب زندگي برخلاف ارزوهايم گذشت لابدمشكل ازخودم بوده
1392/04/16 - 13:53oshkel az khodemonem
1392/04/16 - 14:07