یافتن پست: #دل

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
در یک رابطه دو نفره وقتى هیچ مشکلی با هم ندارند،حتما یکیشون تمام حرفهای دلش رو نمیگوید : شکسپیر .{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 10:43
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 01:30
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دلم پر از زخم های ست که قرار است، هر وقت بزرگ شدم، از یاد ببرم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 01:25
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشق یعنی اشک توبه در قنوت
خواندنش با نام غفارالذنوب
عشق یعنی چشمها هم در رکوع
شرمگین از نام ستار العیوب
عشق یعنی سر سجود و دل سجود
ذکر یارب یارب از عمق وجود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 00:14
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اما خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت: «فرشته‌ات، دستهایت را درکنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می‌دهد که چگونه دعاکنی.»کودک سرش رابرگرداند وپرسید: «شنیده‌ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می‌کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ »- «فرشته‌ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.»کودک با نگرانی ادامه داد: «اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی‌توانم شما راببینم، ناراحت خواهم بود.»خدواند لبخند زد و گفت:‌ «فرشته‌ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من همیشه درکنار تو خواهم بود.»در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می‌شد. کودک می‌دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سئوال دیگر از خداوند پرسید: «خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگویید.»خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:«نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد. به راحتی او را مادر صدا کن
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 00:08
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نوروز همه باغ و چمن غرق شکوفه ست
دل هر نفس از بوی گل و لطف هوا مست
بر خیز و به رقص آی و بنه بر سر غم پای
بنشین و بخوان شعرو بده جام وبزن دست
ای دوست در این روز دل افروز بهاری
دلتنگ در این خانه غمگین به چه کاری؟
صبح است،نخواهی نفسی تازه برآری
با اهل جهان گفتنی از مهر چه داری؟
خواهی که همه روز بود بهر تو نوروز؟
خواهی که شود روز تو و بخت تو پیروز؟
از چهره ی تابنده ی گل خنده بیاموز
در چهره ی خود گلشنی از خنده بر افروز!
فریدون [!]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 23:49
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
زندگ دیکته گفت و ما
همش پشت غلط . . .
نوشتیم با الف
نقطه گذاشتیم ته خط . . .
منو از اول همه جا نشوندن اخر کلاس
بهم میگن یه کاری کن ، میگن حسابت با . . .
خدا اجازه من دلم بسته به زنجیـــــره
نگاه نکن به مـن ، نگاه بکن به . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 16:33
+8
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
باران که می بارد…
دلم برایت تنگتر می شود…
راه می افتم…
من بغض میکنم…
آسمان گریه…!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 16:26
+5
saman
saman
در CARLO
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم

تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی

و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تو دریایی ترینی آبی و آرام و بی پایان

و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف

و من در آرزوی قطره های پاک بارانم

نمی دانم چه باید کرد..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:44
+7
saman
saman
در CARLO
چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!!

آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!!

چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!!

لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!!

چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!!

دلت کجاست؟پيش او!!!!

قلبت کجاست؟او برده!!!!

پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!!

چرا؟چون باز هم او را مي پرستم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:40
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ