یافتن پست: #دل

vahid lahiji
vahid lahiji
دختر ایرانی به علت بیماری در یخچال زندگی می کند!!

مائده هفت ساله لحظات عمرش را با درد جانکاهی در قلبش سپری می کند و درحالی چشم به راه نقطه امیدی برای ادامه زندگی است که به دلیل دمای بالای بدنش جانپناهی جز یخچال ندارد! زمستان ها سرفه می کند و تابستان ها از فرط گرما ساعتی را در یخچال خانه می نشیند تا نفسش بند نیاید.
مائده دختر بچه سیرجانی هر چند تنی رنجور و کوچک دارد اما این دختر بچه در قلب خود درد سنگینی را جای داده است، مائده به دلیل بیماری مادر زادی تنها نیمی از قلب خود را در سینه دارد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 16:18
+5
امید
امید
شعری زیبا از مصدق برای فروغ فروخزاد و جواب زیبا از فروغ
در دیدگاه ببینید...
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 15:24
+3
امید
امید
کاش همیشه
در کودکی می ماندم
تا به جای دلم
سر زانویم زخمی میشد ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 14:50
+5
امید
امید
دل را

بد نام نکنیم

آنچه بعضی ها در سینه دارند

کاروان سراست نه دل
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 14:48
+4
حمید
حمید
نه حضور اشک و تردید نه نشون بیقراری


خیلی ساده دل ب[!] از من و خاطره هامون


از تموم لحظه ها و پرسه های پابه پامون


خیلی ساده واسه قلبم نقشه ی مرگو کشیدی


بین بودن و نبودن به نبودنم رسیدی


رفتی تا فاصله باشه بین دستای من و تو


رفتی تا یکی نباشه دیگه دنیای من و تو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 14:47
+4
حمید
حمید
در SMS
نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را
نمی دانم که حس کردی سکوتم را
ولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم
وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم
عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 14:42
+3
امید
امید
من خودم سیزدهم یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر ب[!]
و هنوزمن بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحب نظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم
پدرت ر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم
قسمتی از ترانه آلبوم من خود آن سیزدهم کار متفاوت ار محسن چاوشی
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 14:40
+2
parnian
parnian
کاربردهای مختلف " مُردن " در فرهنگ بیـانی مـا !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مُردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 13:52
+4
parnian
parnian
دلی که هی الکی می‌گیره رو باید کند و انداختش{-53-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 13:15
+3
vahid lahiji
vahid lahiji
رسم این شهر عجیب است ، بیا برگردیم / قصد این قوم فریب است ، بیا برگردیم
آن که یک روز دل به نگاهش دادیم / خنده اش سرد و غریب است ، بیا برگردیم
عشق ، بازیچه شهر است ولی در ده ما / دختر عشق ، نجیب است ، بیا برگردیم . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 11:44
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ