sasan pool
گشته به دلم برات می بینمتان
در قید همین حیات می بینمتان
خواهی که دلم شکسته باشد ، باشد
پس روی پل صراط می بینمتان
sasan pool
اینجا دلم برای تو هِی شور میزند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت...
اخبار گفت شهر شما امن و ناراحت است
من باورم نمیشود ، اخبار هیچوقت...
حیفند روزهای جوانی ، نمیشوند
این روزها دو مرتبه تکرار هیچوقت
من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بودهام برات سزاوار؟ ... هیچوقت !
بگذار من شکسته شوم تو صبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچوقت...
sasan pool
دلگیرم از تداوم این انتظار تلخ
این خاطرات کهنه ولی ماندگار تلخ
کز کرده ام درون زمستان سینه ام
تنها، کنار پنجره ی بی بهار تلخ
افسانه های شعر و شکوفه تمام شد
خاموش مانده شاعر بی اعتبار تلخ
تا اعتماد وسوسه ها می کشاندم
این تیک تاک وحشی دیوانه وار تلخ
((گاهی دلم برای خودم تنگ می شود))
دیگر ز من چه مانده جز این شوره زار تلخ
لرزان به خشکسالی خود خیره می شوم
با این نگاه تشنه ی دنباله دار تلخ
اما برای گریه مجالی نمانده است
یک لحظه درد مانده به ان انفجار تلخ