رضا
هر که آید گوید: گریه کن، تسکین است گریه آرام دل غمگین است چند سالی است که من می گریم در پی تسکینم ولی ای کاش کسی می دانست چند دریا بین ما فاصله است من و آرام دل غمگینم
رضا
چشمهایت سیراب سراب و نگاهم، تاول زده از تابش تشنگی برویم دعای باران بخوانیم . تو با دل من من با دل تو باور کن با لبخند چترهایمان بر می گردیم
رضا
خیال دلکش پرواز در طراوت ابر به خواب می ماند. پرنده در قفس خویش خواب می بیند. پرنده در قفس خویش به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد . پرنده می داند که باد بی نفس است و باغ تصویری است . پرنده در قفس خویش خواب می بیند .
رضا
میان ابرها سیر میکنم هر کدام را به شکلی میبینم که دوست دارم میگردم و دلخواهم را پیدا میکنم میان آدمها اما کاری از دست من ساخته نیست خودشان شکل عوض میکنند بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش …
باشه.. راستس مینا جون این مدل مد مو واسه خیلی وقت ÷یشه عکست رو عوض کن عزیزم
1390/11/8 - 15:51sahar chera p.kh ro javab nemidi? rast mige mina joon manam bahash movafegham
1390/11/8 - 15:53