یافتن پست: #دود

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/20 - 13:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با دوس پسرم داشتیم از خیابون رد میشدیم،عینک دودی زده بود.گشت اومد گفت خانوم و آقا چه نسبتی باهم دارن؟
.
.
.
.
.
.

.

منم گفتم:آقا کور هستن دارم از خیابون ردش میکنم.
کصافط باهام کات کرد...!!
<img src=(" title=":((" /><img src=(" title=":((" /><img src=(" title=":((" />:D:-S
1 دیدگاه  •   •   •  1393/04/13 - 16:51
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین همه دخترا تو خیابون شبیه هم شدن؟
دماغ عروسکی
عینک دودی بزرگ
یه مدل ابرو
یه مدل آرایش
دقت کردی؟
بیخود دقت کردی:|!!!!
هیز!!!خجالت بکش :|
با مشت بکوبم چشات دراد؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1393/04/11 - 22:26
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/04/8 - 14:16
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/04/7 - 21:30]
دیدگاه  •   •   •  1393/04/7 - 21:27
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
5 دیدگاه  •   •   •  1393/03/24 - 15:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اینم پاسخ من در برگه های امتحانی
ناپلیون درکدام جنگ مرد؟ درآخرین جنگش
اعلامیه استقلال آمریکادرکجا امضا شد؟ در پایین صفحه
علت اصلی طلاق چیست؟ ازدواج
علت اصلی عدم مردود شدن دانش آموزان چیست? امتحان
چه چیزهایی راهرگز نمیتوان درصبحانه خورد?
نهاروشام
چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است? نیم دیگر آن
اگر یک سنگ قرمز رادر دریای آبی بیندازیم چه خواهدشد? خیس خواهدشد
یک فرد چگونه میتواند هشت روز نخوابد? مشکلی نیست شبها میخوابد
اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار رابسازند,چهارنفر آنرادرچند ساعت میسازند? هیچ!!چون دیوار قبلا ساخته شده است
دیدگاه  •   •   •  1393/03/20 - 13:03
+2
*elnaz* *
*elnaz* *

سگی پارس می کند



و ناگاه



پایم گیر می کند به فلسفه ی هگل



و تمام حرفهای عاشقانه ام



از چمدان پدری ام می ریزند بیرون



دستم را می گذارم بر اشک هایم



و دود بهمن آبی را می دهم بیرون



..



سگ پارس می کند و من می ترسم



از چشهمایش که نه !



از درد کنج چشم هایش



و تمام تنم که نه



تمام ته مانده ی تکه هایی از دلم می لرزند



..



می ایستم



پک بعدی را عمیق تر میزنم 



واژه هایم را تقسیم می کنم



و اشک هایم را پاک ..


دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 22:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/17 - 15:41
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه سری دخترا هستن .... فقط
تیپ مشکی می زنن........
عطر خاص می زنن......
بیشتر وقت ها بی هدف ساعت هآ
تو پیاده رو قدم می زنن......
بی توجه به اطراف وحرفا و نگاه های مردم...
رو نیمکت پارک پشت سر هم سیگار دود می
کنن...
تو جمع آروم میشینن و فقط گوش میدن ...آروم و
شمرده حرف می زنن...
این دخترا از اول این طوری نبودن...... اینا یه زمانی
خیلی شیطون بودن....
عاشق پاشنه بالند و رقص بودن...
تو جشنا بهترین رقاص بودن... شیطون و پر هیجان
بودن....
این دخترا یه روزی یکی اومد تو زندگیشون
از اعتمادشون بد ترین سو استفاده رو کرد ورفت.....
این دخترا خیلی خاصن... دیگه هیچ
چیزی رو قبول ندارن...
سعی نکن به دنیا شون وارد بشی...
اینا هیچ کسی رو به دنیا ی جدیدشون راه نمیدن....
این دخترا سرسخت ترین آدم های دنیان ....
دیدگاه  •   •   •  1393/03/13 - 15:17
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ