یافتن پست: #دور

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بی تو من هیچم
ای شبم؛ دور از تو بی مهتاب!
دوست می دارم تو را، تا آنسوی دنیا!
دوست می دارم تو را، تا آنسویِ قصرِ طلایی رنگِ اخترها!
دوست می دارم تو را، ای از برایم نقطه پایان هر مقصد!
دوست می دارم تو را، ای بی تو من نابود!
دوست می دارم تو را، از بی نهایت، بی نهایت تر!
دوست می دارم تو را، ای آتش اندیشه هایم بی تو خاکستر!

من نمی دانم ترا؛ ای قلهٔ مغرور!
عاقبت آیا کدامین شب
عاقبت آیا کدامین روز
فتح خواهم کرد؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:19
*elnaz* *
*elnaz* *
فندک ماشین را روشن می کنی کمی اسپند از جعبه کوچکی در داشپورت بر میداری دانه های اسپند را دور سرم می چرخانی و زیر لب ورد َم می خوانی و دودش را بطرفم فوت میکنی چرا لبهایت وقت فوت کردن ، هوای بینمان را می بوسید.. ندانستم.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 17:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با عذرخواهی زندگی شیرین می شود


گاهی ما در زندگی بر اثر ندانم کاری ها، بی حوصلگی ها و ... موجب اذیت و آزار همسر می شویم که این اشتباه ها می تواند چهره حیات زناشویی را زشت و نفرت انگیز کند.....

آنچه می تواند کدورت ها را از میان بردارد و صفا و صمیمیت را در روابط خانوادگی برقرار کند عذرخواهی هنگام خطا و اشتباه است این عذرخواهی موجب محبت و صمیمیت بیشتر می شود....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 12:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خودم را بردم به ایستگاه قطار

دورترین بلیت را خریدم

و تا آخرین لحظه

ماندم و برایش دست تکان دادم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک رقص دونفره
در تاریکی شب
زیر نور ماه
وقتی نور شمع ها
در تب و تاب است
نوای موسیقی
نوازش می کند گوش را
و گلهای روی میز…
گلهای رزِ روی میز…
گلهای رزِ سرخِ روی میز…
عطرشان پر کرده فضا را
دستانی که حلقه شده بدورت
پا هایی که تعقیب می کنند
لحظه به لحظه
هر قدمت را
چشمانی که مرور می کنند
خط به خط اندامت را
و لبانی که گره میخورند
گه گاه ، در لبانت…
بگذار خاطره سازیم
از این شب
از این شب که در آنیم
کس چه می داند
فردا شاید
نه من باشم و نه تو
زمانی برای اما و اگر نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:05
korosh
korosh
طنز نامه بزرگان در مورد دختران



دختران ۲ دسته اند : دسته اول آنهایی که زیبا هستند وفورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شاو)

 

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین)

 

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد)

 

کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر)


از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی)

 

ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست)

 

زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو)

 

در زندگی یک مرد ۲ روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو)

 

نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی)

 

هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترقیب کنید (برنارد شاو)

 

راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین)


مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از ۲گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو)

 

زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو)

 

گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا)

 

زنها فقط ۲روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو)

 

زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست (گالیله)

 

شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد (لاروشنوکو)

 

اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی)

 

اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز)

 

برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (چاپلین)

 

اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی)

 

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)

 

و در آخر ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر


دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 11:03
+3
korosh
korosh

حواشی به جا مانده / نوری بیست و هفتمین کاپیتان ، نیلسون مسن ترین بازیکن / صادقیان مبعلی نشود!


پرسپولیس نیوز : با انجام دربی هفتاد و هفتم روز گذشته رکوردهای زیادی جابجا شد.


محمد نوری با بستن بازوبند کاپیتانی در دربی روز گذشته،بیست و هفتمین بازیکنی است که در این مسابقه حساس این بازوبند را بر بازو بسته است.



حمید جاسمیان،بیوک وطنخواه،همایون بهزادی،جعفر کاشانی،ابراهیم آشتیانی،علی پروین،محمد پنجعلی،فرشاد پیوس،مجتبی محرمی،احمد رضا عابدزاده،افشین پیروانی،علی دایی،کریم باقری،علی کریمی،هادی نوروزی،علیرضا حقیقی،شیث رضایی و...بازیکنانی هستند که سابقه بستن بازوبند کاپیتانی در دربی پایتخت را دارند.


 


*  نیلسون با قرار گرفتن درون دروازه پرسپولیس در دربی پایتخت عنوان مسن ترین بازیکن تاریخ دربی را از آن خودش کرد.

او با 37 سال و 254 روز هم رکورد محمد پنجعلی را شکست و هم رکورد محمود فکری را.کاپیتان اسبق پرسپولیس در دربی 37 که 11 دی 1371 در چارچوب سوپرجام باشگاههای تهران انجام شد ، با 37 سال و 190 روز سن برای پرسپولیس بازی کرد. محمود فکری نیز با 37 سال و 100 روز سن در در دربی 61 در سال 85 برای استقلال بازی کرد.


 


* در دربی هفتاد و هفتم پایتخت پیام صادقیان در اقدامی عجیب و در حالی که توپی در صحنه نبود، با تکلی خشن مچ پای جواد نکونام را نشانه گرفت.

پیام صادقیان با خطای خشن روی جواد نکونام یک کارت زرد را به جان خرید. این صحنه برخی را یاد صحنه ای انداخت که در سالهای دور ایمان مبعلی همین جوانی را کرد و در ورزشگاه دستگردی روی پای دایی تکل خشنی رفت و هنوز هم در مورد آن تکل معروف از او می پرسند . در اتوبوس پرسپولیس پس از بازگشت  بین چند بازیکن بحث تکل صادقیان روی پای نکونام بود و برخی سرنوشت  تکل  پیام را به تکل مبعلی گره زدند . در حالی که برخی از بازیکنان عنوان می کردند که نکونام قدرت دایی را ندارد اما برخی دیگر از قدرت او در فدراسیون و تیم ملی حرف می زدند و پا را فراتر برند تا حذف رحمتی و عقیلی از تیم ملی را به پای او نوشتند . حالا باید دید که پیان صادقیان که بهترین بازیکن دربی بود و یکی از بهترین های پرسپولیس است بعد از این تکل به چه سرنوشتی دچار می شود.


 


* در دربی بعضی بازیکنان هر چقدر هم بخواهند خود را طبیعی جلوه دهند اما کینه های قدیمی را فراموش نمی‌کنند.

اصلی ترین برخورد سرد بین بازیکنان دو تیم رفتارجواد نکونام و رضا حقیقی پیش از بازی و در طول بازی بود که حکایت از رابطه بسیار بد این دو بازیکن هم پست دارد. پیش از بازی در زمانی که هر دو بازیکن قصد دست دادن به هم را به رسم اول هر بازی داشتند، دو بازیکن روی خود را به طرف دیگری کردند تا با هم چشم در چشم نشوند . آنها در طول بازی هم هیچگاه با هم صحبتی رد و بدل نکردند تا در آخر بازی با اینکه با یکدیگر دست دادند اما هر دو روی خود را طرف دیگری کردند.

برخورد سرد دیگر بین مهدی رحمتی و علیرضا حقیقی بود که اکنون در جایگاه یکسانی نیستند. رحمتی و حقیقی که روزگاری رابطه بسیار خوبی با هم داشتند اکنون این رابطه به سردی گراییده شده است و در طول بازی حتی این دو وقتی نزدیک به هم شدن هم واکنشی نشان ندادند تا سردی رابطه در رفتار هر دو آنها دیده شود. برخی مدعی هستند که این سردی بین دو گلر به دلیل مسائل بعد خداحافظی رحمتی از تیم ملی است و پای بازیکن دیگری هم در این سردی رابطه در میان است.

رابطه نه چندان خوب بازیکنان استقلال با میثم حسینی هم مشهود بود و در طول بازی اصلا احساس نشد که آنها فصل قبل با هم همبازی بودند.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 10:33
+1
xroyal54
xroyal54
دلم شکست! عیبی ندارد
شکستنی است دیگر،
می شِکند! اصلا فدای سَرت،
قضا و بلا بود از سَرت دور شد...
اشکم بی امان می ریزد!
مهم نیست! آب روشنی است!
خانه ات تا ابد روشَن *عشق من*...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 00:47
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
یاد داری كه ز من خنده كنان پرسیدی

چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز؟

چهره ام را بنگر تا بتو پاسخ گوید

اشگ شوقی كه فرو خفته به چشمان نیاز

چه ره آورد سفر دارم ای مایه عمر؟

سینه ای سوخته در حسرت یك عشق محال

نگهی گمشده در پرده رؤیائی دور

پیكری ملتهب از خواهش سوزان وصال

چه ره آورد سفر دارم ... ای مایه عمر؟

دیدگانش همه از شوق درون پر آشوب

لب گرمی كه بر آن خفته به امید و نیاز

بوسه ای داغتر از بوسه خورشید جنوب

ای بسا در پی آن هدیه كه زیبنده توست

در دل كوچه و بازار شدم سرگردان

عاقبت رفتم و گفتم كه ترا هدیه كنم

پیكری را كه در آن شعله كشد شوق نهان

چو در آئینه نگه كردم، دیدم افسوس

جلوه روی مرا هجر تو كاهش بخشید

دست بر دامن خورشید زدم تا بر من

عطش و روشنی و سوزش و تابش بخشید

حالیا ... این منم این آتش جانسوز منم

ای امید دل دیوانه اندوه نواز

بازوان را بگشا تا كه عیانت سازم

چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز
دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 22:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO





سهم من از عشق

به همین سادگی ست

نشستن میان بغض لحظه ها

با چشم هائی

درگیر ِ یک دوردست !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/16 - 22:51
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ