زن گرفته شده اي دوست به دام زن اسير........…. او گرفته تو نگير چه اسيري كه ز دنيا شده است يكسره سير …........او گرفته تو نگير بود يك وقت اورا با رفقا گردش و سير …........... ياد آن روز بخير زن اورا كرده ميان قفس خانه اسير …............... او گرفته تو نگير ياد آن روز كه آزاد ز غمها بوده …....................تك و تنها بوده زن و فرزند ببستند اورا با زنجير ...........…........او گرفته تو نگير بوده آن روز از طايفه درد كشان …................... بوده از جمع خوشان خوشي ازدست برون رفت وشده لات وفقير........…او گرفته تو نگير اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم ….............. بستر راحت و نرم زن مگير؛ورنه شود خوابگهت لاي حصير.…...... او گرفته تو نگير او زن دارد و محكوم به حبس ابد است …................. مستحق لگده چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير.......….او گرفته تو نگير او از آن روز كه شوهر شده است خر شده است...…. خر همسر شده است مي دهد يونجه به او جاي پنير...................…....... او گرفته تو نگير
تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم فـرمـول وار ؛ مـرتـب و بـی نـقـص … و تــو بـا یـک اشـاره هـمـه چـیـز را در هـم می ریــزی … خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین… فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها… هرگز تبرئه ای نیست… آنکه را که چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد …
بعضی وقتا که دلم از همه پره از همه خوردی از اشناها بیشتر *اون وقتی که هیچکی شعور درک کردنت رو نداره
یکی هست که اغوشش به وست تمام دلخوریاته به اندازه تمام تنهاییات
خـــــــــــــــدا تنها کسیه که بی منت دوست داره
هواتو کردم من حیرون هواتو کردم میخوام بیام تو اسمون دورت بگردم...........
خوش اومدی دوست عزیز
1392/05/2 - 13:03سلام خوش آمدی
1392/05/2 - 13:30