ebrahim
بچه ها میخوام یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم ولی قول بدید که به راهنمایی هایی که داده شده عمل کنید: . . . ... . ... ... . . قول دادین ها!!!!!! . . . . . . . . . 1.باید یه حرف مهمی رو بهت بگم، به شماره 5 نگاه کن 2.برای دونستن جواب شماره 11 رو نگاه کن 3.لازم نیست ناراحت بشی، شماره 15 رو نگاه کن 4.آروم باش، ناراحت نشو، شماره 13 رو نگاه کن 5.اول شماره 2 رو نگاه کن 6.اینقد عصبی نباش،شماره 12 رو نگاه کن 7.میخواستم بگم که خیلی دوست دارم اگه لایک کنی!! 8.چیزی که من میخوام بگه اینه که.... باید 14 رو ببینی 9.یه کم تحمل داشته باش، شماره 4 نگاه کن 10.برای بار آخر ، به شماره 7 نگاه کن 11.امیدورام که خیلی ناراحت نشده باشی، 6 رو ببین 12. معذرت میخوام،ولی باید 8 رو نگاه کنی 13.ناراحت نشو دیگه، 10 رو نگاه کن 14.نمیدونم چه جوری بهت بگم، ولی باید 3 رو نگاه کنی 15.حتما خیلی ناراحت شدی، ولی ناراحت نباش، به شماره 9 نگاه کن
رضا
می شود برگشت ، تا دبستان راه کوتاهیست می شود از ردّ باران رفت می شود با سادگی آمیخت می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد می شود کیفی فراهم کرد دفتری را می شود پر کرد از آئینه و خورشید در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد من بهار دیگری را دوست می دارم جای من خالیست جای من در میز سوم کنار پنجره خالیست جای من در درس نقّاشی ، جای من در جمع کوکب ها ، جای من در چشم های دختر خورشید ، جای من در لحظه های ناب ، جای من در نمره های بیست جای من در زندگی خالیست ... می شود برگشت ، اشتیاق چشم هایم را تماشا کن می شود در سردی سر شاخه های باغ جشن رویش را بیفروزیم دوستی را می شود پرسید چشم ها را می شود آموخت مهربانی کودکی تنهاست ، مهربانی را بیاموزیم ...
samaneh karami
تو را به جای همه ی کسانی که نشناخته ام دوست می دارم. تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم. تو را به خاطر عطر نان گرم دوست می دارم ِ به خاطر برفی که آب می شود و تو را به خاطر نخستین گناه دوست می دارم. تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم و تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم.
Mohammad Mahdi
دختری به دوستش : فک کنم دوست پسرم داره بهم خیانت میکنه ! دوستش : از کجا فهمیدی ؟ دختر : آخه دیشب پرسیدم کجا بودی ، گفت با دوستم امیر بودم دوستش : خوب الان مشکل چیه ؟ دختر: خوب لامصّب دروغ میگه ، دیروز امیر تمام مدت با من بود !
sahar
اسم قاشق را گذاشتی قطار....هواپیما....کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم! یادت هست مادر؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران....، میگفتی بخور تا بزرگ بشی... و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام را......
sahar
1000بار900جمله ی عاشقانه را در 800 جای مختلف به 700 زبان و با 600 شکل پیش 500نفر طرح کردم و400 تای آن ها 300 جمله را به 200 زبان در 100 برگ ترجمه کردند90 تای آن ها را در 80 روز روزی 70 دفعه برای خودم نوشتم60 تای آن ها را آموختم50 بار 40روز روزی 30 دفعه تکرار کردم 20 بار 10 سوال به مدت 9 روز تکرار کردم به 8 سوال 7بار 6جواب دادم در فاصله ی5روز دارای 4بار 3جا در مدت 2 روز تو را دیدم و عاشقانه نگاهت کردم تا روزی برسد که من یک بار بگویم دوستت دارم