♥ نگار ♥
با خشونت بغلم میڪنھ و میگھ:
دو تا راه بیشتر ندارے
یا زنم میشے
یا شوهرت مےشم
حق انتخاب با خودتھ
کدومو قبول میکنے
زورگوے دوست داشتنے من
♥ نگار ♥
جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند .روزی دختر را به همراه دو دختر دیگر به منزل دعوت کرد و به مادر گفت میخواهم حدس بزنی که عشق من کدامیک است
بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا از این سه تا تشخیص بدهی .مادر گفت: بله
ومشخصات دختر را بیان کرد.پسر با تعجب پرسید: مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه
من است؟
مادر جواب داد: نمیدونم چرا ازش بدم اومد!!
سلامتی همه مادرشوهرا
♥ نگار ♥
يادم باشد : حـــرفى نزنــم كه به كسى بر بخورد
يادم باشد : نـــگاهى نكنم كـــه دلِ كسى بِـــلرزد
يادم باشد : راهــــى نـــروم كـــه بــــيراهه بـاشد
يادم باشد : خطى ننويسم كه كسى را آزار دهـد
يادم باشد : كــــه ** روزگــــار ** خــــوش است
يادم باشد : هــــمه چـــــيز ** روبــــراه ** است
** تنـــها اين دلِ من است ديگر دل نمى شود **
♥ نگار ♥
ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻋﻘﺐ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ
ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺳﻘﻮﻁ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ
ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ
ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ،
ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ،
ﺗﺒﺪﯾﻞ
ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ
ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻮﺫﯾﺎﻧﻪ ﻭ ﭘﺎﻭﺭﭼﯿﻦ ﺭﺧﻨﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻗﺪﻡ ﺍﻭﻝ ﺭﺍ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺣﺬﻑ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ،
ﺷﮏ ﻣﮑﻦ ﮐﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺭﺍ ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺑﺮ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺷﺖ.
نادر ابراهیمی..
♥ نگار ♥
تنها تفاهم هنگام تصادف اینه که هر دو نفر داشتن راه خودشونو میرفتن
نسیم(✿◠‿◠)
خدایا ♡❤
اگہ یه روز فراموش کردم کہ خداے بزرگے دارم
تو فراموش نکن کہ بنده کوچیکے دارے
با نوازشے یا شاید تلنگرے آرام
وجودت را ...
همراهیت را ...
مهربانے و بزرگیت را ...
بہ من یادآوری کن .