یافتن پست: #راه

امید
امید
راه كه مي روم مدام بر مي گردم پشت سرم را نگاه مي كنم ديوانه نيستم خنجر از پشت خورده ام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 15:02
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
عاشق شوید ٬قهر کنید ٬لاغر می شوید ٬صد در صد طبیعی!بدون عوارض!همراه با درد و خماری
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 12:16
+10
mina_z
mina_z
پسرها: ۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک. ۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن. ۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن. ۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن........دخترها: ۱- با ماشین میرن دم بانک. ۲- به خودشون عطر میزنن. ۳- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن. ۴- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن. ۵- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن. ۶- بلاخره ماشین رو پارک میکنن. ۷- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن. ۸- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه. ۹- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون. ۱۰- دنبال کارت عابربانکشون میگردن. ۱۱- کارت رو وارد دستگاه میکنن. ۱۲- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن. ۱۳- کد رمز رو وارد میکنن. ۱۴- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن. ۱۵- کنسل میکنن. ۱۶- دوباره کد رمز رو میزنن.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 01:12
+9
pooriya jooon
pooriya jooon
دوستم تو خونه خوابيده بود داداشم ازراه اومده ميگه خوابه؟ميگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسكرين سيور لگد بزني روشن ميشه
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:17
+3
امید
امید
به جملات شریعتی باید ساعت ها فکر کرد : ای مردم مسلمان و علی مکتب من، از خانواده و همه همراهانم تقاضا دارم که پس از مرگ من، بدن مرا خارج وطنم ایران به خاک بسپارند. زیرا میدانم که ایران را که عشق و هستی من و هر ایرانیست، در حال ویران شدن است. میدانم که هیچوقت این خاک به دست دلسوزش سپورده نمیشود. ایران ویران خواهد شد و من در زیر خاکش داغان. به من رحم کنید. بگذارید که پس از مرگم دیگر غصه این خاک و مردمانش را نخورم. علی شریعتی -
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با خدا هیچکس تنها نیست؟ پـَـــ نــه پـَـــ با همراه اول.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:44
+1
ebrahim
ebrahim
بچه ها میخوام یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم ولی قول بدید که به راهنمایی هایی که داده شده عمل کنید: . . . ... . ... ... . . قول دادین ها!!!!!! . . . . . . . . . 1.باید یه حرف مهمی رو بهت بگم، به شماره 5 نگاه کن 2.برای دونستن جواب شماره 11 رو نگاه کن 3.لازم نیست ناراحت بشی، شماره 15 رو نگاه کن 4.آروم باش، ناراحت نشو، شماره 13 رو نگاه کن 5.اول شماره 2 رو نگاه کن 6.اینقد عصبی نباش،شماره 12 رو نگاه کن 7.میخواستم بگم که خیلی دوست دارم اگه لایک کنی!! 8.چیزی که من میخوام بگه اینه که.... باید 14 رو ببینی 9.یه کم تحمل داشته باش، شماره 4 نگاه کن 10.برای بار آخر ، به شماره 7 نگاه کن 11.امیدورام که خیلی ناراحت نشده باشی، 6 رو ببین 12. معذرت میخوام،ولی باید 8 رو نگاه کنی 13.ناراحت نشو دیگه، 10 رو نگاه کن 14.نمیدونم چه جوری بهت بگم، ولی باید 3 رو نگاه کنی 15.حتما خیلی ناراحت شدی، ولی ناراحت نباش، به شماره 9 نگاه کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 21:57
+1
رضا
رضا
می شود برگشت ، تا دبستان راه کوتاهیست می شود از ردّ باران رفت می شود با سادگی آمیخت می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد می شود کیفی فراهم کرد دفتری را می شود پر کرد از آئینه و خورشید در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد من بهار دیگری را دوست می دارم جای من خالیست جای من در میز سوم کنار پنجره خالیست جای من در درس نقّاشی ، جای من در جمع کوکب ها ، جای من در چشم های دختر خورشید ، جای من در لحظه های ناب ، جای من در نمره های بیست جای من در زندگی خالیست ... می شود برگشت ، اشتیاق چشم هایم را تماشا کن می شود در سردی سر شاخه های باغ جشن رویش را بیفروزیم دوستی را می شود پرسید چشم ها را می شود آموخت مهربانی کودکی تنهاست ، مهربانی را بیاموزیم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 19:42
+2
سحر
سحر
خدايا كسي را كه قسمت كس ديگريست، سر راهمان قرار نده تا شبهاي دلتنگيش براي ما باشد و روزهاي خوشش براي ديگري
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 18:37
+3
sasan pool
sasan pool
خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 17:32
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ