یافتن پست: #رای

مهسا
مهسا
برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: غصه نخور، میگذرد … برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی … گاهی هم دوستی میشوم مهربان دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا … دلم، از دست من خسته است ..........
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 18:17
+1
sasan pool
sasan pool
به چشمات مشکوکم/تو دلت با من نیست/این تب و تاب تو برای موندن نیست/به چشات مشکوکم /میگن از من سیری/به دلم افتاده که میزاری میری/ {-38-}{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 18:17
sasan pool
sasan pool
امروز سراغ عشق خودم میریم من خیلی عشق دارم چی کار کنم دیگه.این بار در مورد دوج چلنجر میگم خدمت دوستان.به دیدگاه توجه کنید + عکس.
6 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 18:10
elahe
elahe
و این “مـــَــن ها “ را از خودت “مــِـن‌ها” کن من میـمیرم برای باقی مانده ات . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 15:07
+1
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
‫همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد : که چـــــــــرا ؟ اعتماد نگاه دیگران به تن ِزن ختم می شود ؟! مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن ؟! کاش او را برای مهربانی قلبش می خواستــــی ... ... نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد !!! تو ! تمام قلب این زن را تسخیــر کردی ... ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست ؟؟؟ چـــــــــــــــــرا لبخنــــــــدش را نمی بینــــــــــــــی که از سردی ِ نگاهت بر روی لبانــــــــــــــش یــــــخ زده ... ؟؟؟‬
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 14:42
+2
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
‫من دنبال یه دختر خوب و مودب با شخصیت و چشم پاک خانواده دوست میگردم نه برای اینکه دوست دخترم بشه نه برای اینکه همسرم بشه واسه این میخوام که ببرم بزارمش توی موزه آخه نسل این جور دخترها داره منقرض میشه {-7-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 14:36
+1
mahdi
mahdi
رفتم آرایشگاه میگم آقا بزن که اسمم در اومده واسه خدمت…میپرسه با صفر؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ دورشو سفید کن اعزام شدم آلمان نازی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 12:34
+1
mahdi
mahdi
تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 12:18
mahdi
mahdi
پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟… میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 12:17
مهسا
مهسا
به دریا بگو برایت آواز می خواند به نسیم بخند نوازشت می کند چشمکی به ستاره ها بزن خوشبختت می سازند به من اما هیچ چیز نگو نگاهت می کنم و خوشبخت می شوم ...........
دیدگاه  •   •   •  1390/10/28 - 01:12
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ